بگو : با نهان کننده نور ، بهار
بگو : با خاموش کننده نور ستاره ها
بگو : با تاریکی ، با شب ، با ظلمت ، با سکون
نور روزنه بسیار دارد ، بهار ریشه در خاک دارد
نفس ستاره ها با نفس صبح در پیوند است
جشن بهاران نزدیک است
آرشیو
تماس با من
پروفایل مدیر وبلاگ
بایگانی وبلاگ
مهر 1388
شهریور 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
پیوند های روزانه
تولد
نگاه كن
پیام نوروز 88
آرزو
مولا علی
عمل جراحی
نگرش مثبت و نگرش منفی
خلیج فارس یا خلیج ...
فهرست عناوین مطالب وبلاگ
آرشیو پیوندهای روزانه
آرشیو موضوعی
سیاسی
مناسبتها
مذهب / فلسفه
نوشته های آرش
انقلابیون
عاشقانه
کلام دیگری
کلام من
شاعرانه
طنز
پیامک
اولین ها
آخرین ها
گوناگون
لینک ها موضوع شخصی
♣ هم بلاگی ♣
♣ دست نوشته ها ♣
♣ گلادیاتور و پرنسس ♣
♣ غروب تنهایی ♣
♣ little heart ♣
♣ شاپرک خیال ♣
♣ مینایی ♣
♣ ای ستاره باورت نمیشود !! ♣
♣ ما انسانیم ♣
♣ زمستان ♣
♣ زنبوردار ♣
♣ اینجا آخر جاده است ♣
♣ حرف های نگفته قلب تنهای من ♣
♣ گل پاییزی ♣
♣ جوان امروز ♣
♣ دل نوشته ♣
♣ بی نام و نشان ♣
♣ واکسی ♣
♣ حرفهای نگفته ی قلب من♣
♣ دزیره ♣
♣ درگذر لحظه ها ♣
♣ آسمان ♣
♣ نوشته های تنهایی ♣
♣ مسیر سبز ♣
♣ دریای عشق ♣
♣ پرحرفی های بی دردسر ♣
♣ بایادخدای واژه به واژه ی دلتنگی هایم ♣
♣ every time and evrey where be honestly ♣
♣ در مسیر پرواز ...♣
♣ ادبی ♣
♣ خسته و دربدر شهر غمم شبم از هر چی شبه سیاهتره ♣
♣ japan ♣
♣ اميد يعني زندگي با بالهايش ♣
جامعه و سیاست
♣ خبرنامه امیرکبیر ♣
♣ آوای پلی تکنیک ♣
♣ ندای پارس ♣
♣ ما انسانیم ♣
♣ ایران دخت ♣
♣ آخرین سامورایی ♣
♣ ایران سرزمینم ♣
♣ شورشگیران ♣
اندیشه و مذهب
♣ قرآن ♣
♣ نهج البلاغه ♣
هنر و ادبیات
♣ ترانه های زمستان ♣
♣ باران که ببارد همه عاشق هستند ♣
♣ ادبی ♣
♣ دریچه های شعر و زندگی ♣
♣ خسته و دربدر شهر غمم شبم از هر چی شبه سیاهتره ♣
کتاب خانه مجازی و آنلاین
♣ کتاب نیوز ♣
♣ کتاب خانه مجازی مبایل ♣
♣ لغت نامه دهخدا ♣
♣ دیکشنری انگلیسی و فارسی ♣
♣ بزرگترین بانک مقالات علمی_سایت سهند ♣
علم و فن آوری
♣ بزرگترین بانک مقالات علمی_سایت سهند ♣
♣ دانستنی های زیست ♣
♣ کارشناسی ارشد حسابداری ♣
♣ مهندسی مکانیک ♣
♣ فیزیک بدون فرمول ♣
ورزش
♣ Iran Martial Arts ♣
اخبار و رسانه ها
♣ نقدی بر رسانه های افغانستان ♣
تجارت و اقتصاد
♣ اقتصاد و حسابداری ♣
فرهنگ و تاریخ
رایانه و اینترنت
♣ انواع نرم افزار کامپیوتر و مبایل ♣
♣ ترفندهای کاربردی کامپیوتر و ویندوز ♣
طبیعت
♣ همه چیز درباره ی همستر ♣
♣ فروش خوکچه هندی و سایر جوندگان ♣
سفر و توریسم
♣ japan ♣
سرگرمی و طنز
♣ sms ♣
♣ جالب دات نت ♣
♣ بدون سانسور ♣
♣ دنیایی از همه چیز ♣
خانواده و زندگی
♣ جامعه شناسی ♣
♣ عشق مامان ♣
سازمان ها و ارگان های بین المللی
♣ یونیسف ♣
♣ یونیسف ایران ♣
♣ کمیته بین المللی صلیب سرخ ♣
♣ رییس صلیب سرخ بین المللی در ژنو ♣
♣ نماینده ی صلیب سرخ بین المللی در تهران ♣
♣ کمیساریاری عالی پناهندگان ♣
♣ نماینده ی کمیساریاری عالی پناهندگان در سازمان ملل ♣
♣ نماینده ی کمیساریاری عالی پناهندگان در تهران ♣
سازمان ها و نهادهای ملی
♣ سازمان سنجش آموزش کشور ♣
♣ بانک مرکزی ایران ♣
وبلاگ و وبلاگ نویسی
♣ عروسکهای متحرک یاهو ♣
♣ کدهای خفن جاوا اسکریپت ♣
فارسی زبانان در دیگر کشورها
♣ نقدی بر رسانه های افغانستان ♣
آمار بازدید وبلاگ
امکانات





توجه کرده ای ؟ روزهایی هست که خود را
سبکتر از پرنده
جوان تر از کودک
و حتی شادتر از جوانی پرشور احساس میکنی
به یاد می آوری بی آنکه به یادداشته باشی
رویا میبینی و نمیبینی
انگار شنا میکنی و گویا در پروازی
عاشقی و عشقی نداری
ترسی از فردا نداری
اما اشتیاقی مبهم
بیش و کم انسانی در دل میشکفد
ای خدای مهربان ، مرا از تیره روزی حفظ فرما
تا چنین لحظه ی خوشایندی هرگز از دست نرود
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط:آ رش در: | پنجشنبه 16 مهر1388-0:53 | گروه شاعرانه | |لینک به نوشته

سعادت واقعي
در روي زمين فعلي ما ، بقدري فقر و پريشانحالي و رنج و وحشت وجود دارد كه بشر خوشبخت و مرفه درباره ي آنها انديشه نتواند كرد مگر آنكه از رفاه خويش شرمنده گردد . در نظر من هر خوشبختي كه بقيمت رنج ديگران و هر خواسته اي كه به بهاي محروم خواستن كسان بدست آيد نفرت انگيز است
.... من از مالكيت هر چيزي دچار رنج هستم . اين هديه ايست كه خوشبختي من بمن عطا نموده و مرگ نميتواند چيز زيادي را از من بستاند .
آنچيزي كه مرگ بيش از همه مرا از آن محروم ميسازد نعمت هاي پراكنده و طبيعي است كه قابل اخذ نيست و همه در آن شريكند . از اينگونه نعمت هاست كه من خويشتن را سزمست نموده ام .
و اما نسبت به ديگر نعمات من خوراك ساده را به مزين ترين سفره ها و باغ عمومي را به عاليترين باغ خصوصي محصور از ديوار هاي بلند و كتاب ارزان قيمتي را كه همه جا با خود مي توانم برد به نفيس ترين كتابهاي مزين شده ترجيح ميدهم واگر بنا بود كه يك شاهكار هنري را فقط شخص من تماشا كنم حزن اين كار برايم بيشتر از لذت ميبود .
خوشبختي من در آن است كه خوشبختي ديگران را افزون كنم . يعني من براي خوشبخت شدن احتياج به خوشبخت بودن ديگران دارم .
بر گرفته از كتاب « خوراك هاي نوين » اثر " اندره ژيد " نويسنده معروف فرانسوي
نوشته شده توسط:آ رش در: | سه شنبه 7 مهر1388-13:59 | گروه کلام دیگری | |لینک به نوشته

شکایت و اعتراض مخمل خان
مخمل : از انقلاب مخملی بیزارم ...
مخمل، گربه ی "خونه مادر بزرگه" اعلام کرد از کساني که با تلاش براي راه انداختن انقلاب مخملي در ايران سعي در بدنام کردن نام او داشتهاند، شکايت ميکند.
مخمل در مصاحبهاي خبري که کنار خونه مادربزرگه برگزار شد، درباره محتواي شکايت خود توضيح زيادي نداد اما به عوامل انقلاب مخملي توصيه کرد دفعه بعد براي انقلاب کردن سراغ شخصيتهاي ديگر مثل پينوکيو، سگ آقاي پتيبل، خر شرک، گاوهاي حنا دختري در مزرعه، و کرهالاغ کدخدا بروند.
مخمل همچنين بهشدت داشتن هرگونه نسبت نسبي با مخملبافها را رد کرد اما اين احتمال را که درپي وقايع اخير نسبتهاي سببي بين او و آنها بوجود بيايد، رد نکرد.
مخمل همچنين گفت من در زمان تبليغات به نوک سياه و نوک طلا که به نوکهايشان روبان سبز ميبستند و بعد از ظهرها مي رفتند ميدان ونک ميگفتم شما دو تا که به سن راي دادن نرسيدهايد چرا ميرين تو اين خيابونا؟
وي در پاسخ به پرسش يک خبرنگار مبني بر اين که جواب نوکسياه و نوک طلا به اين خواهش چه بود، گفت: جوابي ندادند و رفتند ولي من فکر ميکنم يکي از عوامل (البته فقط يکي از عوامل) که باعث شد يک عده درباره تعداد طرفدارانشان خيال برشان دارد همين وروجکها و امثال آنها بودند که من اين موضوع را به گلباقالي خانم هم گفتم ولي ايشان هم شخصا دل پردردي داشت.ضمنا مخمل آمادگی خودرا جهت هر گونه تست و آزمایش جهت اعتیاد اعلام کرد- که مبادا دشمنانش اتهام اعتیاد به مواد ممنوعه و قرص را به او بچسبانند
نقل از وبلاگ پشت پرده انتخابات
نوشته شده توسط:آ رش در: | چهارشنبه 18 شهریور1388-21:52 | گروه سیاسی | |لینک به نوشته

سلام هما جان
اینجا همه سراغت را از من میگیرند و من به همه میگویم که هما غیبش زده است ، هیچ خبری ازش نیست .
دلم برایت بی تاب است .
ماهی پری ، ماهی پری کجایی ؟
هما جان
دیدی ماهی پری چگونه تنگ بلور شکست
دیدی چطور پرید تو حوض مهتاب و توی کهکشان شنا کرد
ماهی پری چارقد نور را سر کن
بال و پرت را تن کن و سفر کن
دیدی چطور نقره ماه پیرهنش شد ؟
دیدی چطور ستاره پولک رو تنش شد ؟
ماهی پری ، ماهی پری کجایی ؟
پشت سرت نمونده ردپایی
هما جان یادت هست که با هم چه حرفها میزدیم ، خودمون خبر نداشتیم اما یواشکی تو دل همدیگه میدویدیم و از گوشه و کنارش سرک میکشیدیم . خدا میدید و به بازیگوشیمون لبخند میزد .
هما جان ، دیشب خوابی دیدم ، روح بی قرارم کوچه پس کوچه ها را به دنبالت میگشت و در خواب با تو حرف میزد . همین حرفها را تو خواب بهم گفت و من همه را برایت نوشتم .
هما جان
با سرودهایم تو را به سمت خود میخوانم ، همیشه و همیشه .
نوشته شده توسط:آ رش در: | شنبه 7 شهریور1388-14:5 | گروه گوناگون | |لینک به نوشته

این پست بعدا نوشته میشود
نوشته شده توسط:آ رش در: | یکشنبه 1 شهریور1388-11:26 | گروه مناسبتها | |لینک به نوشته

این پست بعدا نوشته میشود
نوشته شده توسط:آ رش در: | سه شنبه 30 تیر1388-19:8 | گروه مناسبتها | |لینک به نوشته

اشکی در گذرگاه تاریخ
از همان روزی که دست حضرت قابیل
گشت آلوده به خون حضرت هابیل
از همان روزی که فرزندان آدم
ـ صدر پیغام آوران حضرت باری تعالی ـ
زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید ٬
آدمیت مرد ٬
گرچه آدم زنده بود.
از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند٬
از همان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند ٬
آدمیت مرده بود .
بعد دنیا هی پر از آدم شد و این آسیاب ٬
گشت و گشت ٬
قرن ها از مرگ آدم هم گذشت ٬
ای دریغ ٬
آدمیت بر نگشت !
قرن ما ٬
روزگار مرگ انسانیت است !
سینهء دنیا ز خوبی ها تهی است ٬
صحبت از آزادگی٬پاکی٬مروت ابلهی است ٬
صحبت از موسی و عیسی و محمد نابجاست ٬
قرن موسی چمبه هاست !
من که از پژمردن یک شاخه گل ٬
از نگاه ساکت یک کودک بیمار ٬
از فغان یک قناری در قفس ٬
از غم یک مرد در زنجیر ٬
حتی قاتلی بر دار !
اشک در چشمانم و بغضم در گلوست
و ندرین ایام ٬ زهرم در پیاله زهر مارم در سبوست
مرگ او را از کجا باور کنم ؟
صحبت از پژمردن یک برگ نیست ٬
وای ! جنگل را بیابان می کنند !
دست خون آلود را در پیش چشم خلق پنهان می کنند ٬
هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا
آنچه این نا مردمان با جان انسان می کنند.
صحبت از پژمردن یک برگ نیست
فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست
فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست
فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست
در کویری سوت و کور ٬
در میان مردمی با این مصیبت ها صبور ٬
صحبت از مرگ محبت ٬ مرگ عشق ٬
گفتگو از مرگ انسانیت است .
فریدون مشیری
نوشته شده توسط:آ رش در: | جمعه 5 تیر1388-11:43 | گروه شاعرانه | |لینک به نوشته

این پست در آینده نوشته میشود
نوشته شده توسط:آ رش در: | جمعه 5 تیر1388-11:41 | گروه مناسبتها | |لینک به نوشته

سلام دوستان
ولادت حضرت فاطمه زهرا را به همه ی مسلمانان و بخصوص ایرانی ها تبریک میگم .![]()
همچنین روز مادر را به همه ی مادران دنیا و بخصوص مادران شریف ایران زمین و مخصوصا مادران شهدا تبریک میگم . ![]()
پ ن : بعد برگزاری نمایش انت خا بات و شکل گیری این کو د تا ی ا نت خا با تی که از سال ها قبل پیشبینی شده بود . تمامی مسیرهای ارتباطی قطع شد . سرعت اینترنت هم اینقدر پایین اومده بود که به هیچ وجه نمیشد کاری کرد . برای همین این پست را کمی دیر ثبت کردم . از این بابت عذر میخوام .
پ ن : به محض اینکه کمی سرم خلوت بشه حتما مفصلا در مورد انت صا بات مینویسم .
![]()
نوشته شده توسط:آ رش در: | دوشنبه 25 خرداد1388-10:59 | گروه مناسبتها | |لینک به نوشته

نگاه کن
تو آمدی
تو آمدی زدورها ، زسرزمین ابرها ، ز سرزمین نورها
نشانده ای مرا به زورقی
زعاجها زابرها و نورها
نشانده ای مرا به زورقی
زعاجها زابرها و نورها
مرا ببر مرا ببر امید دلنواز من
مرا ببر مرا ببر امید دلنواز من
ببر به شهر شعرها و شورها
ببر به شهر شعرها و شورها
ستاره پر ستاره مینشانیم سراسر از ستاره میکشانیم
ستاره پر ستاره مینشانیم سراسر از ستاره میکشانیم
نگاه کن من از ستاره سوختم لبالب از ستارگان شب شدم
چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل
ستاره چین برکه های شب شدم
ستاره چین برکه های شب شدم
کنون
مرا بشوی با شراب موجها
مرا دگر رها مکن
مرا ازین ستاره ها جدا مکن
نگاه کن که نور شب ، به راه ما چگونه قطره قطره آب میشود
به روی گاهواره های شعر من نگاه کن ، تو امید منی آفتاب میشود
نگاه کن که من کجا رسیده ام
به کهکشان به بیکران به جاودان
به کهکشان به بیکران به جاودان
نگاه کن تمام آسمان من پر از شهاب میشود
نگاه کن من از ستاره سوختم لبالب از ستارگان شب شدم
نگاه کن ما به کجا رسیده ایم
به کهکشان به بیکران به جاودان
به کهکشان به بیکران به جاودان
به کهکشان به بیکران به جاودان
پ ن : یاد یاران گرامی و راهشان پر رهرو باد .
http://atrebaraan.blogfa.com/post-58.aspx
نوشته شده توسط:آ رش در: | دوشنبه 4 خرداد1388-9:27 | گروه انقلابیون | |لینک به نوشته

این پست در آینده نوشته میشود
نوشته شده توسط:آ رش در: | جمعه 1 خرداد1388-0:1 | گروه مناسبتها | |لینک به نوشته

کویر
آن روز وقتی با کویر تنها شدم ، دیدم که چگونه خواستن تو را فریاد میزند.
این اولین باری بود که خاک برایم آنقدر پر معنا بود و زنده ، زنده تر از من ، خاکی عریان، داغ و سوخته و تشنه، تشنه تر از من .
آری آن روز کویر آرام به من گفت که بی تو خواب بارن نمیبیند . آه ، آه که باران ، غریب است در این دیار . آنجا بود که شامه ی وحشی عشقم چیزی را جستجو میکرد و بندها را پاره کرد و رفت و مرا تنها گذاشت ، خیلی جلوتر از من . آنجا بود که چیزی دید ، چیزی که با هزاران بار مردن نمیتوانستم ببینم . و شبی دیگر باز به دل کویر رفتم و او آرام در گوش من گفت ، که بدون تو هرگز نمیتواند ، هراس این سگهای وحشی ولگرد و گرگهای درنده را ، که از تاریکی و ظلمت این شب پلید بی پایان، برای دریدن و چپاول انسانها و تجاوز به حریم مقدس عدالت استفاده میکنند ، تحمل کند.
آرش - ۲۹ / ۵ / ۱۳۸۲
نوشته شده توسط:آ رش در: | شنبه 26 اردیبهشت1388-9:47 | گروه نوشته های آرش | |لینک به نوشته

سلام به دوستان گلم
مدتی غیبت داشتم . مانیتور کامپیوترم خراب شده بود و مدتی طول کشید تا تعمیرش کردم . حوصله ی کافی نت را هم نداشتم و تصمیم گرفته بودم که مدتی اصلا توی اینترنت نیام و با کامپیوتر هم کار نکنم . تازه امروز غروب مانیتور درست شد و من الان وقت کردم وارد اینترنت بشم و بیام ببینم اینجا چه خبره . از نظرات دوستان خیلی ممنونم . تمامی نظرات را خوندم و در فرصت مناسب جوابهاتون را میدم .
فعلا باز هم پیامک میذارم تا سر فرصت یک مطلب تمیز براتون بنویسم .![]()
* بیهوده در اضطراب ماندیم همه ، در تاب و تب و عذاب ماندیم همه ، این ساعت زنگ خورده هم زنگ نزد ، عشق آمد و رفت و خواب ماندیم همه .
* آسمان هر کس به اندازه ی معرفت اوست ، بی شک آسمان شما انتها ندارد .
* در بازی دل نگاه من مست تو بود ، هر برگ دلم شکسته پابست تو بود ، من شاه دلم را به زمین انداختم ، اما چه کنم که تک دل دست تو بود .
* نگو هرگز خداحافظ که از تنهایی بیزارم ، زپیش من نرو هرگز که من تنها تو را دارم .
* دوست دارم اشک باشم گوشه چشمت نشینم ، تا اگر روزی بیافتم صورت ماهت ببینم .
* از کجا باید سفر کرد ، تا کجا باید دوید / از کجا باید گذر کرد تا به قلب تو رسید .
* در ذهن نیافرینمت میمیرم ، از شاخه اگر نچینمت میمیرم ، ای عادت چشمهای بی حوصله ام ، یک روز اگر نبینمت میمیرم .
* گر جفای روزگار تکه کند قلب مرا ، روی هر تکه نویسم نام زیبای تو را .
* اگر سوزم سزا باشد ، اگر دردم دوا باشد ، ازین بدتر کجا باشد که دوست از دوست جدا باشد .
* زیباترین سلام دنیا طلوع خورشید است بدون غروبش ، تقدیم به تو که زیباترینی .
* دوستت دارم را کجا بنویسم که ماندگار باشد ؟ روی تن شبنم ؟ اگر از شاخه چکید چه ؟ روی لبخند گلبرگ ؟ با زمستان چه کنم ؟ روی بستر ساحل ؟ پس چگونه جلوی رقص موج را بگیرم ؟ پس بهتر آنست که در لحظه لحظه دلتنگی هایم دوستت دارم را زمزمه کنم ، چرا که همیشه دلتنگ توام ...
* یک روز رسد خوشی به اندازه کوه ، یک روز رسد غمت به اندازه دشت ، افسانه زندگی چنین است مهربانم ، در سایه کوه باید از دشت گذشت .
* گفتمش بی تو چه می باید کرد ؟ عکس رخساره ی ماهش را داد / گفتمش همدم شبهایم کو ؟ تاری از زلف سیاهش را داد .
* فکر میکردم عاشقی هم بچگیست / اما حیف این اول یک زندگیست / عاشقی با آرزوهایم چه کرد / کاش میشد در عاشقی هم توبه کرد .
* یک نظر در خود فکن تا کیستی ؟ عاشقی ، مستی ، خماری ، چیستی ؟ جام هستی را بزن بر نیستی / هرچه هستی با مرامی " بیستی " .
* برو بشین رو پشت بوم / روتو بکن به آسمون /در جهت وزش باد / یک بوس فرستادم برات .
* هر وقت کسی تونست اسمتو با یخ روی خورشید بنویسه بدون بیشتر از من دوستت داره .
* زندگی فقط سه لحظه اش زیباست : دیدن تو ، خندیدن تو ، بوسیدن تو .
* از اداره ثبت مزاحمتون میشم ، ناز نگاهتون در دل ما ثبت شده .
* ما عاشق فهم و ادب و معرفتیم ، ما خاک قدوم هرچه زیبا صفتیم ، از زشتی کردار دگر خسته شدیم ، محتاج دو پیمانه می معرفتیم .
* اگر خنده زلبهایم گریزد ، اگر اشک ز چشمهایم بریزد ، اگر شادی شود از عالم فراموش ، اگر که غم شود با دل هم آغوش ، تو را هرگز نخواهم کرد فراموش .
نوشته شده توسط:آ رش در: | سه شنبه 15 اردیبهشت1388-23:0 | گروه پیامک | |لینک به نوشته

* شعار بسیجیان در کاروان " راهیان گور ":بخور و بخواب کار ماست الله نگه دار ماست ..!
* همه ی مناسبت های سال 88 از الان تبریک و تسلیت! ( ستاد اصلاح الگوی مصرف )
* اولین پیام از ماهواره ی امید دریافت شد : زمین گرد است !
* مسیج های خود را ذخیزه نکنید و برای ما بفرستید . ما زمان قحطی به کسی مسیج میدهیم که از او مسیج دریافت کرده باشیم . ( مخابرات یوزارسیف )
* نرخ میوه در قزوین را هم که دیگه نمیشه گفت .
* پنج تلاش بیهوده : 1) گدایی در اصفهان 2) مطربی در قم 3) ... 4) ... 5) ...
موارد 3 و 4 و 5 توسط مخابرات س ا ن س و ر شد .
* به غضنفر میگن سوره ی توحید را تفسیر کن ، میگه : فکر کنم خدا قفل را داده به احد ، احد داده به صمد ، صمد قفل را برده و نیاورده ، کفر احد را دراورده .
* سه جا هست که هر چی شنیدی نباید باور کنی : پامنبر ، پا منقل ، تو بغل .
* بسیجی چیست ؟ موجودی پشمالو که بی دلیل به انسان حمله میکند .
* کابینه زندگی مشترک : زن = وزیر سلب آسایش ، شوهر = وزیر کار ، مادر زن = وزیر جنگ ، اطلاعات و بازرسی ، پدر زن = وزیر ارشاد ، پدر شوهر = رییس تشخیص مصلحت.
* ششمین پیام از ماهواره امید مخابره شد : یک دونه کارت شارژ بفرستید تا بازم پیام بدم .
* آخرین خبر از ماهواره امید : من گم شدم .
و به عنوان آخرین اس ام اس :
* اعتبار دوستی شما رو به اتمام است . لطفا جهت شارژ مجدد یک بوس ارسال نمایید .نوشته شده توسط:آ رش در: | چهارشنبه 2 اردیبهشت1388-16:24 | گروه پیامک | |لینک به نوشته

این پست در آینده نوشته میشود .
نوشته شده توسط:آ رش در: | چهارشنبه 2 اردیبهشت1388-16:21 | گروه مناسبتها | |لینک به نوشته

سلام
دیگه دیگه![]()
دقیقا بیست و چهار سال پیش بنده قدم رنجه فرمودم و پا به عرصه ی گیتی گذاشتم
و عالم را به فیض وجودم منور کردم
. از این کار خود هیچ هدفی نداشتم مگر اینکه یک حال اساسی به عالم هستی بدم . ![]()
![]()
تا همین پارسال فکر میکردم صبح زود به دنیا اومدم ، آخه خیلی سحرخیزم .
اما خوب ، امسال معلوم شد که ساعت هشت صبح زدم زیر آواز .![]()
مثل اینکه شب قبل از حادثه دکترها گفته بودن که این بچه ساعت هشت به دنیا میاد و من هم دقیقا سر ساعت هشت به دنیا اومدم
. از همون اولش دقیق و منظم بودم .![]()
شاهدان عینی گفتند که بس که خوشگل بودم
( هنوزم هستما
) ، این پرستارها بغلم کرده بودند و توی بیمارستان منو دور میدادن و به اینو و اون نشونم میدادند .
شاهدان عینی همچنین اضافه کردند که بنده در دوران نوزادی
شدیدا بغلی بودم و در هر مجلس و مهمانی ، خانومها بنده را خیلی بغل میکردند .
فکر کنم این عادت از همون زمان باهام باقی مونده .![]()
حقیقتا فکر میکردم امسال ۲۲ ساله میشم . وقتی نشستیم و حساب کردیم ، دیدم که ۲۴ سالم تموم شده و وارد ۲۵ سالگی شدم ، خودم باورم نمیشد . حدودا پنج دقیقه ای هی حساب میکردم تا ببینم آیا واقعا ۲۴ سالمه !!![]()
بسوزی عشق ، که این غافله ی عمر عجب میگذرد . ![]()
دوستان جملگی معتقد بودند که از بس این دو سال بهم خوش گذشته بنده اصلا متوجه گذر عمر نشده بودم
و از همین رو هنوز فکر میکردم 22 سالمه ؛ و به حق که تا حدودی راست میگفتند . هر چند یک جورایی خیلی سختی کشیدم اما به نظرم اگر آدم در مسیر درست قدم برداره ، میتونه نتیجه کارهایش را ببینه . شاید خیلی از کارها به چشم نیاد . حتی خیلی از کارهای بزرگ ممکنه هیچ وقت به نظر نیاند ولی مهم خود آدمه ، مهم اینه که خودمون را باور داشته باشیم و کاری که میکنیم به معنای واقعی بزرگ باشه و ما رو از احساس رضایت سرشار و لبریز کنه .در این صورت آیا واقعا سختی ها میتونن ما رو خسته و پیر کنند ؟
و بی شک بعد از هر سختی ، راحتی و آسایشی هم هست .
ولی خدایی این آفرینش عجب چیز با عظمت و شگفت آوریه ها . تا حالا به مراحل متولد شدن یک موجود دقت کردید ؟ خیلی قشنگه .

کیک از آبجی خانوم،عکس از خودم
نوشته شده توسط:آ رش در: | جمعه 21 فروردین1388-2:52 | گروه نوشته های آرش | |لینک به نوشته

این پست بعدا تکمیل میشود
نوشته شده توسط:آ رش در: | جمعه 21 فروردین1388-2:36 | گروه مناسبتها | |لینک به نوشته

" ام حسب الذین اجترحواالسیئات ان نجعلهم کالذین امنوا و عملواالصالحات سواء محیاهم و مماتهم ساء ما یحکمون "
« آیا پنداشتند آنان که کسب کردند بدی ها را (،) که بگردانیدیم ایشان را مانند آنان که ایمان آوردند و کردند کارهای شایسته (؟!) برابر است زندگی ایشان و مردن ایشان (؟!) بد است آنچه حکم میکنند »
آیه(21) . سوره ی الجاثیه
قبل از تحویل سال نو قرآن را باز کردم . سوره ی جاثیه که از سورهای مکی است ،آمد. آیه ی 21 را در اینجا آوردم .
در لحظه ی تحویل سال نو تفاعلی زدم و این شعر حافظ آمد:
خط عذار یار که بگرفت ماه ازو خوش حلقه ای ست لیک بدر نیست راه ازو
ابروی دوست گوشه ی محراب دولت است آنجا بمال چهره و حاجت بخواه ازو
ای جرعه نوش مجلس حجم سینه پاک دار کایینه ای ست جام جهان بین که آه ازو
کردار اهل صومعه ام کرد می پرست این دود بین که نامه ی من شد سیاه ازو
شیطان غم هر آنچه تواند بگو بکن من برده ام به باده فروشان پناه ازو
ساقی چراغ می به ره آفتاب دار گو بر فروز مشعله ی صبحگاه ازو
آبی به روزنامه ی اعمال ما فشان بتوان مگر سترد حروف گناه ازو
حافظ که ساز مجلس عشاق راست کرد خالی مباد عرصه ی این بزمگاه ازو
آیا درین خیال که دارد گدای شهر
روزی بود که یاد کند پادشاه ازو
نوروز خجسته و پيروز بر شما مبارك باد

نوشته شده توسط:آ رش در: | یکشنبه 16 فروردین1388-10:45 | گروه اولین ها | |لینک به نوشته

سلام به دوستان گلم
درختها آروم آروم برگهای نو در آوردند و طبیعت روح هستی را در کالبد انسان میدمه تا با جانی دوباره ، سرشار از زندگی بشیم .
سال نو در حال فرا رسیدنه و ما در این آخرین روزهای سال 87 ، به راهی که از آن گذر کردیم مینگریم . با خود اندیشه میکنیم که در ازای این گذر عمر که به اجبار پرداختیم ، چه چیز کسب کرده ایم ؟ به راستی آیا ما معامله گر خوبی بوده ایم ؟ و یا همچون یک قمار باز ، در بازی سرنوشت ، اراده و خرد را به دست تقدیر سپرده ایم و زیر لب گفته ایم : بادا باد ؟
در این آخرین پست سال 87 ، شعری را براتون برگزیدم که سرشار از حس نو شدن و شکفتن است. شعری که امید از آن میجوشد و با این حال غمی غریب نهفته در دل دارد و این احساس دوگانه ، ناخواسته زیبایی شعر را دوچندان میکند .
شعریست زیبا و به ظرافت یک لالایی کودکانه .
در ابتدا متن شعر را نوشتم و در انتها لینک پخش ترانه را قرار دادم . پیشنهاد میکنم حتما ترانه اش را گوش بدید . یک بار متن شعر را بخونید و یک بار اون را همراه با آهنگ زمزمه کنید تا حس نهفته در شعر وجودتون را پر کنه .
به امید فرا رسیدن نوروز رهایی .
آفتاب کاران جنگل
سر اومد زمستون
شکفته بهارون
گل سرخ خورشيد باز اومد و شب شد گریزون
گل سرخ خورشيد باز اومد و شب شد گريزون
کوها لاله زارن
لاله ها بيدارن
تو کوها دارن گل گل گل آفتابو میکارن
تو کوها دارن گل گل گل آفتابو ميکارن
توی کوهستون دلش بیداره
تفنگ و گل گندم داره مياره
توی سينه اش
جان جان جان
توی سينه اش جان جان جان
يه جنگل ستاره داره
جان جان
يه جنگل ستاره داره
يه جنگل ستاره داره
جان جان
يه جنگل ستاره داره
سر اومد زمستون
شکفته بهارون
گل سرخ خورشيد باز اومد و شب شد گریزون
گل سرخ خورشيد باز اومد و شب شد گريزون
کوها لاله زارن
لاله ها بيدارن
تو کوها دارن گل گل گل آفتابو ميکارن
تو کوها دارن گل گل گل آفتابو ميکارن
توی کوهستون دلش بیداره
تفنگ و گل گندم داره مياره
توی سينه اش
جان جان جان
توی سينه اش جان جان جان
يه جنگل ستاره داره
جان جان
يه جنگل ستاره داره
يه جنگل ستاره داره
جان جان
يه جنگل ستاره داره
سر اومد زمستون
شکفته بهارون
گل سرخ خورشيد باز اومد و شب شد گریزون
گل سرخ خورشيد باز اومد و شب شد گريزون
لبش خنده نور
دلش شعله شور
صداش چشمه و يادش آهوی جنگل دور
صداش چشمه و يادش آهوی جنگل دور
توی کوهستون دلش بيداره
تفنگ و گل گندم داره مياره
توی سينه اش
جان جان جان
توی سينه اش جان جان جان
يه جنگل ستاره داره
جان جان
يه جنگل ستاره داره
يه جنگل ستاره داره جان جان يه جنگل ستاره داره
يه جنگل ستاره داره
جان جان
يه جنگل ستاره داره
لینک پخش ترانه :
http://www.divshare.com/download/299883-451
پ.ن ۱ : باز هم تاکید میکنم که آهنگش را هم گوش کنید .
پ.ن۲ : آهنگ را روی وبلاگ نگذاشتم چون نمیخواستم دوستان برای بالا اومدن وبلاگ منتظر بمونن و در ثانی آهنگ گذاشتن روی وبلاگ کار حرفه ای ها نیست![]()
پ.ن۳ : یادتون نره که با عشق و صمیمیت زندگی کنید . محبت را از کسی دریغ نکنید . و همیشه لبخند بزنید . فراموش نکنید که : " بزرگترین هنر یک انسان ، شاد بودن در سختی هاست . "
پ.ن۴ : جمله ی بالا را خودم گفتم .
بابا فیلسوف ، متفکر ،
( نمیدونم چرا خودشیفتگیم یهو گل کرده . تو این پست تا میتونید ازم تعریف کنید ![]()
)
پ.ن۵ : اصلا دلم نمیخواد این پست را تموم کنم![]()
پ.ن۶ : موقع تحویل سال منو از دعای خیرتون بی نصیب نکنید![]()
پ.ن۷ : اینم عیدی من به شما![]()
![]()
نوشته شده توسط:آ رش در: | دوشنبه 26 اسفند1387-16:0 | گروه آخرین ها | |لینک به نوشته

نوشته شده توسط:آ رش در: | یکشنبه 18 اسفند1387-23:20 | گروه مناسبتها | |لینک به نوشته


