تبليغاتX
نوشته های تنهایی
 
نوشته های تنهایی

ام حسب الذین اجترحواالسیئات ان نجعلهم کالذین امنوا و عملواالصالحات سواء محیاهم و مماتهم ساء مایحکمون
صفحه اصلی وبلاگ   .::.   آرشیو مطالب  .::.   پروفایل مدیر  .::.   نمایش کل عناوین وبلاگ  .::.   تماس با مدیریت   
 
شعر غریب

در  مزار  آباد   شهر   بی  تپش          وای جغدی هم نمی آید به گوش

دردمندان بی خروش وبی فقان          خشمناکان بی فقان وبی خروش

مشت های  آسمان  کوب  قوی          واشدند و گونه گون رسوا  شدند

یا  نهان  سیلی  زنان  یا  آشکار          کاسه ی پست گدایی ها شدند

در مزار  آباد   شهر   بی  تپش          دارها  برچیده خون ها شسته اند

جای خشم وکین وعصیان بوته ها       پشکبن  های  پلیدی   رسته اند

نویسنده : نا معلوم 



   نوشته شده توسط:آ رش در: | پنجشنبه 29 شهریور1386-5:0  | گروه گوناگون |   |لینک به نوشته
هو شی مین

هوشی مين : ستاره ی تابناک مردم هندوچين

 

 " هوشی مين "  يکی از برجسته ترين چهره های انقلابی تاريخ معاصر جهان ماست. او توانست يکی از بزرگتري  جنگهای خلقی که به نام « جنگ ويتنام» شهرت گرفت را ( بين سالهای 1954 تا 1975 ) رهبری کند .                                             
هوشی مين در 19 سالگي به فرانسه رفت و در هنگام تحصيل با عقايد کمونيستی آشنا و بعنوان يكي از اعضاي موسس حزب كمونيست فرانسه فعالانه شرکت جست. او در سال 1925 به شوروي رفت تا ضمن آشنا شدن با دستاوردهای انقلاب کبير اکتبر در ساختن اولين کشور سوسياليستی شرکت کند. چندين سال بعد در سال 1930 به چين رفت و با کمک کمونيستهای اين کشور ، حزب كمونيست ويتنام را بنيان گذاشت .                                  
 
به دنبال حمله ی ژاپن به ويتنام در سال 1941، هوشی مين به ويتنام بازگشت و به محض ورود به اين کشور در کوههای که در نوار مرزی ويتنام و چين قرار داشت به کمک ساير رفقای هم نظر خود اولين پايگاههای مبارزه بر عليه اشغالگران را بنيان گذاشت. اين ارتش مردمی که « ويت مين» ناميده می شد متشکل از جوانان و کارگران مبارز و جسور بود .                                                                                                                           
 
" ترومن " رييس جهمور آمريکا به ويت مين قول داده بود که در صورتی که آنها در مبارزه بر عليه ژاپنی ها شرکت فعال کنند، از استقلال ويتنام پشتيبانی خواهد کرد. « ويت مين» با نفوذی که بين جوانان و کارگران داشت توانست يکی از مهمترين و متشکل ترين قيام های کارگری را در سال 1945 در « سايگون» سازمان دهد .                                

بعد از پايان جنگ دوم جهانی ، ويتنام مجددا به اشغال فرانسه که اين کشور را مستعمره خود می دانست در آمد و هوشی مين مجددا رهبری جنگ آزاديبخش را بعهده گرفت .    

جنگ با فرانسه نه سال طول كشيد و با شكست نيروهاي آن كشور در " دي ان بي ان فو " از نيروهاي ويت مين به فرماندهي ژنرال " جياپ " طراح جنگهاي تازه غير منظم ، فرانسه حاضر به صلح شد. ولي در مذاكرات صلح كه در سال 1954 در جنوا برگزار شد ويتنام موقتا به دو بخش تقسيم شد و قرار شد كه از طريق رفراندم وحدت ويتنام تامين شود كه اين كار بارها به تعويق افتاد و هوشي مين جنگهاي غير منظم را از سر گرفت كه اين بار آمريكا جنگ بيست ساله را به ويتنام شمالی تحميل نمود .                             

هوشی مين پيش از اينکه پيروزی مردم ويتنام بر امپرياليزم امريکا را در آوريل 1975 نظاره گر باشد در سوم سپتامبر سال 1969درگذشت .                                                                                                    او در قسمتی از وصيت نامه ی خود نوشت :                                    
                                                                             
 
" تمام زندگی ام را با تمام قدرت و وجود صرف سرزمين مادريم ، انقلاب و مردم نموده ام . اگر قرار است اين دنيا را ترک کنم ، چيزی برای افسوس خوردن ندارم ، بجز اينکه ديگر قادر نيستم خودم را طولانی تر و بيشتر صرف [هدفم] کنم .                                                                                                                   
زمانی که من مردم ، از مراسم تدفين با شکوه پرهيز کنيد بدليل اينکه پول مردم و زمان اشان بيهوده تلف نشود."                                                                                                                                      

 منبع : PMOI



   نوشته شده توسط:آ رش در: | سه شنبه 27 شهریور1386-5:18  | گروه انقلابیون |   |لینک به نوشته
چرا توحید ؟

چرا توحید؟

در طول تاریخ بشر مذاهب شرک آمیز گوناگونی بوجود آمده که هر یک به نوعی اعتقاد به چند خدایی داشته اند . برخی مذاهب معتقد به دو خدا ، بعضی مذاهب معتقد به سه خدا و پاره ای مذاهب هم به خدایان بیشتری اعتقاد داشتند ، چنان که در یونان باستان برای هر پدیده ای رب النوعی در نظر میگرفتند . البته در طول تاریخ مذاهب تک خدایی نیز ظهور کرده اند که به ظاهر معتقد به یک خدای واحد بودند اما باز همان خدای واحد را از چند قسمت میدانستند . یعنی چند خدا را با هم ترکیب میکردند و یک اسم واحد بر آن می نهادند و این گونه نشان میداند که تنها یک خدا وجود دارد.                                      

در فلسفه ی سیاسی شیعه تاریخ از قابیل شروع می شود، با قربانی شدن هابیل . به لحاظ سمبلیک این قابیل همواره بر تاریخ بشر حکومت میکند ، در تمام دوره ها.یعنی تاریخ حاکم بر جامعه های بشری تاریخ قابیل است و قابیل هابیل را کشت و خودش ماند ، یعنی به عنوان شرک حاکم بر جامعه ی بشری است . این قابیل در طول تاریخ چهره های مختلفی به خود میگیرد  اما همواره در پشت تمام شخصیت های قابیلی  تاریخ سه چهره نهفته است . و این سه چهره در واقع سه بعد طبقه حاکم بر تاریخ بشری هستند که در قرآن با اصطلاح ملاء ، مترف و راهب معرفی میشوند و پیغمبران اسلام ( به معنای دین تاریخ بشر ) که همگی از توده های محروم جامعه بودند ، همواره در برابر این گروه و طبقه ایستاده اند . به طور خاص در قرآن به داستان حضرت موسی اشاره شده و این سه طبقه ای که حضرت موسی با آنها به مقابله پرداخته عبارتند از فرعون ، قارون ، بلعم باعورا . فرعون نماینده ی قدرت زور حاکم بر تاریخ است. قارون نماینده ی قدرت اقتصادی حاکم بر تاریخ است . و بلعم و باعورا نماینده ی قدرت دینی است.   

به طور خلاصه و به زبان ساده کاری که این سه چهره ی تاریخی با بشر کرده اند و می کنند این گونه است که : یکی به زور سر مردم را نگه میداشته و خم میکرده ، یکی جیبش را خالی میکرده ، آن یکی دیگر بیخ گوشش میگفته که : صبر کن ، قابلی ندارد ، اینها مال دنیا است و ارزشی ندارد.                               

این سه طبقه در طول تاریخ با هم همدستند و همواره بشریت و انسانیت و همه ی ادیان حق و نهضتهای حق ، قربانی این قابیل سه بعدی شده اند . تثلیث یعنی همین . سه تا خدا نیست در عالم ، اما سه تا خداوند هست در زمین . و همین سه تا هستند که در چهره ی مسیح به صورت سه بعد – پدر و پسر و روح القدس – در می آیند و میبینیم که در تاریخ پاپ است که هم زور دارد و هم زر دارد و هم نماینده ی خداست . و البته موارد دیگری را نیز میتوان بر شمرد.                           

بنا بر این میبینیم که مذهب ابزار دست این بعد و این چهره ی مقدس دینی رسمی بوده ، برای این که به نفع شرک سه گانه و تثلیثی شان ، مردم را در بردگی و ذلت نگه دارند . آن هم به نام خدا . انبیا همواره کوششان این بوده تا این سه چهره ی تثلیثی را که سه چهره ی قابیل  و جاوید در تاریخ و حاکم بر تاریخ هستند بکوبند .                                   

شرک با توحید همیشه در طول تاریخ میجنگیده ، زیرا چند خدایی حافظ چندگروهی و چند طبقه ای و چند نژادی تاریخ بشر و جامعه است . دو خدایی حافظ بر دو طبقه از جامعه و تاریخ بشر است . سه خدایی توجیه کننده ی سه چهره ای بودن قابیل و قارون است . اما توحید به عنوان یک جهان بینی معتقد است که جهان واقع تنها یک حقیقت دارد و در جامعه نیز تنها یک طبقه باید وجود داشته باشد و این یعنی تحقق عدالت و برابری . در واقع ایمان به عدالت از شاهراه اعتقادی توحید میگذرد و پایگاه فلسفی عدالت و برابری توحید است .

 نویسنده : دکتر علی شریعتی



   نوشته شده توسط:آ رش در: | جمعه 23 شهریور1386-5:1  | گروه مذهب / فلسفه |   |لینک به نوشته
فلسفه ی انتظار

فلسفه ی انتظار

از آنجا که در آستانه ی فرارسیدن سالروز ولادت منجی موعود ، دادگستر جهان هستیم تصمیم گرفتم تا به طور خلاصه به شرح فلسفه ی انتظار بپردازم .

اسلام دین تاریخ است و فلسفه ی تشیع یک فلسفه ی تاریخی است. بخصوص از مذاهب گوناگون اسلامی فقط و فقط شیعه است که روی تاریخ و روی فلسفه ی تاریخ تکیه میکند. از نظر شیعه تاریخ تجلی اراده ی خداوند است و بایدهدفی که خداوند از خلق انسان بر روی زمین دارد، تحقق ،پیدا کند. که این هدف چیزی نیست جز برقراری عدالت . ما به ختم خاتمیت وحی معتقدیم ولی به خاتمیت تاریخ اعتقادی نداریم بنابراین نهضتی که پیامبران آغاز کردند با خاتمیت پیغمبر اسلام خاتمه پیدا نمیکند.آنها بنیانگذاران اولیه ی نهضت بشری هستند و بعد از ختم وحی این انسان است که بر اساس این جهت و این راه و آموزشی که از پیامبران به ارث برده است باید این نهضت را دنبال کند و به جهت اساسی خلقت بشری پیش ببرد.

تشیع بعد از خاتمیت پیغمبر ، تاریخ را بوسیله ی امامت ادامه میدهد و در انتهای دوره ی امامت (که دوره ی رهبری دوازده تن است) آن را بی سرانجام رها نمیکند.بلکه معتقد است که این نهضت باید ادامه پیدا کند و ما علی رغم تمام مشکلاتی که به لحاظ تاریخی داشته ایم معتقد و مطمئن به انقلاب بزرگ عدالت هستیم.و این آخرین انقلاب عاصیان تسلیم است (مسلمان یعنی همین.تسلیم در برابر یک اراده که لازمه اش عصیان در برابر هر اراده ی جزئی دیگری است.)

انتظار در تفکر شیعی بیانگر عمق عقیده ای است که شیعیان و مسلمانان نسبت به تاریخ دارند.در واقع فلسفه ی انتظار به نوعی بیانگر فلسفه ی تاریخ و فلسفه ی خلقت از دیدگاه اسلام است.

به راستی انتظار یعنی چه و ما به چه کسی میگوییم منتظر؟ منتظر در بینش شیعی یعنی: معترض. اگر کسی به حال اعتراض نباشد منتظر آینده نیست. معترض یعنی کسی که منتظر تغییر است، منتظر آمدن کسی است ، منتظر یک فکر تازه است و این یعنی نسبت به وضعی که در آن هست معترض است.معترض نسبت به چه چیزی ؟ معترض نسبت به آنچه که بنام اسلام حاکم بر تاریخ اسلام بوجود آمد و اولین قربانیان این اسلام حاکم بر تاریخ، علی و ابوذر و حجر و حسین اند.

انسان منتظر که معترض است ، معتقد است که ، در نهایت جبر تاریخ به تحقق ایده آلهای بشر می انجامد.

امیدوارم که هر روز و هر لحظه به منتظران واقعیه آن حضرت افزوده شود.

 نویسنده : دکتر علی شریعتی

 



   نوشته شده توسط:آ رش در: | سه شنبه 6 شهریور1386-2:35  | گروه مذهب / فلسفه |   |لینک به نوشته

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد