تبليغاتX
نوشته های تنهایی
 
نوشته های تنهایی

ام حسب الذین اجترحواالسیئات ان نجعلهم کالذین امنوا و عملواالصالحات سواء محیاهم و مماتهم ساء مایحکمون
صفحه اصلی وبلاگ   .::.   آرشیو مطالب  .::.   پروفایل مدیر  .::.   نمایش کل عناوین وبلاگ  .::.   تماس با مدیریت   
 
ناموس دوران

ناموس دوران

 

روز 4 اسفند86 در میدان صادقیه تهران، مردم و جوانان غیور شهر به دفاع از دختر جوانی برخاستند كه گزمه‌های دیكتاتوری سر و صورتش را به بهانه آخوند‌ساخته بدحجابی با ضربات باتون خونین كرده بودند. این دفاع، خیلی زود به تهاجم و درگیری با مزدوران سركوبگر تبدیل شد. جمعیت رو به فزونی گذاشت و شعار حكومت نظامی نمی‌خوایم بالا گرفت. مزدوران سركوبگر، وحشت‌زده، از مركز خود درخواست كمك كردند. رژیم، گارد ضد‌شورش را به صحنه فرستاد تا خیزشی را كه به سرعت شكل گرفته بود، به سختی سركوب كند. سرعت گسترش، سمت‌گیری ضدحكومتی و چرخش از تدافع به تهاجم، خصوصیات ویژه این درگیری، در شعار پرمعنایی كه ازمتن حادثه جوشید، بارز است: ناموس! ناموس! حكومت بی‌ناموس!. این شعار که دجالگری دینی رژیم زن‌ستیز را از هم می‌درد، خود حكومت را بی‌ناموس و بی‌آیین و دین می‌خواند و خشم و خیزش علیه آن را ناموس دوران می‌بیند. در میهن ما كه زیر سركوب و سالوس آخوندهاست، این شعار ترجمه واقعیت ملموس است و از دل مردمی بر‌می‌خیزد كه در كوچه و خیابان و در اداره و كارخانه و مدرسه و دانشگاه، سركوب و خفقان تحمیل‌شده با زن‌ستیزی و مرزبندی جنسی را هر روز و هر لحظه حس می‌كنند. خیزش های یكسال اخیر علیه طرح های امنیت اجتماعی و جداسازیهای تحمیلی ازجمله در دانشگاه شیراز ـ با شركت نیمی از تمامی دانشجویان ـ نشان داد كه پتانسیل انفجاری جامعه در این زمینه، می‌تواند جرقه را به حریق تبدیل كند.
فراتر از این، تحقیقات فراگیر جامعه‌شناسانه و مصوبات جهانشمول ملل متحد از نیمه دوم قرن بیستم، به‌طور مستمر، بر همبستگی روندهای توسعه و صلح و دموكراسی با امر برابری زن و مرد تأكید كرده است. سربرآوردن تهدید بنیادگرایی و تروریسم ناشی از به‌قدرت رسیدن فاشیسم مذهبی در ایران، اهمیت این تأكید را مضاعف می‌كند.

 فاشیسم مذهبی با ویژگی زن‌ستیزی و صدور تروریسم، تمام دنیا و دستاوردهای آن، از‌جمله دستاوردهای جنبش برابری را، در معرض نابودی قرار داده است. امروز مسأله زنان و لزوم مشاركت فعال آنها در همه پهنه‌های سیاسی اجتماعی و اقتصادی به‌مبرم‌ترین ضرورت در توسعه، دموكراسی و صلح تبدیل شده است. بدون نقش رهبری‌كننده زنان، مبارزه برای كسب آزادی پیش نمی‌رود، بدون حضور فعال و برابر زنان در سطوح تصمیم‌گیرنده، دموكراسی میان‌تهی می‌شود. عراق نمونه بارزی از هر دو وجه این واقعیت‌ واحد است. روز 6بهمن86 نمایندگان بیش از ده انجمن زنان عراقی طی یك گردهمایی ، ضمن تأكید برضرورت حضور و همكاری انجمن های زنان در عرصه سیاسی عراق، در بیانیه پایانی خود اعلام كردند: تحولات پنج سال گذشته در میهن ما عراق به‌خوبی نشان داده است كه دموكراسی و استقلال واقعی در عراق تا زمانی‌كه دشمن اصلی مردم ما یعنی رژیم ایران به دخالت های خود ادامه می‌دهد امكان تحقق واقعی نداشته و ندارد.

 

 

ماخذ : PMOI



   نوشته شده توسط:آ رش در: | چهارشنبه 25 اردیبهشت1387-10:52  | گروه سیاسی |   |لینک به نوشته
فرزاد کمانگر را آزاد کنید

فرزاد کمانگر یکی از با شرفترین معلمین ایرانی است که به خاطر فعالیتهای سیاسی و آزادی خواهانه اش در مقاطع گوناگون توسط رژیم سرکوبگر و ضدبشری آخوندی در مرداد ماه سال 85 دستگیر شده و تا کنون تحت شدیدترین شکنجه های روحی و جسمی قرار گرفته و سرانجام به اعدام محکوم گردیده است . حکم اعدام وی تنها در هفت دقیقه صادر شد  .                                                                       

ای دوست ، ای ایرانی ، ای انسان

فرزاد هم اکنون در یک قدمی اعدام است . با یک ایمیل از او حمایت کنید تا در شادی آزادی و زندگی دوباره او سهیم باشید .

     Farzad.kamangar@gmail.com

 

تنها یک پیام به ایمیل فوق بفرستید و مخالفت خود را با حکم اعدام فرزاد اعلام کنید . میتوانید تنها در یک جمله بنویسید " فرزاد را اعدام نکنید " . و یا میتوانید با شماره تلفن زیر تماس گرفته و مخالفت خود را با حکم اعدام بیان کنید .                                                                                 

شماره تماس : 00982182185473

 

تو را به دوستیمان سوگند  

و اگر دوست نیستی

به وطنمان

و اگر ریشه در خاک نداری

تو را به انسانیت سوگند میدهم

 

تنها یک ایمیل بفرست

 

به امید آزادی تمامی زندانیان سیاسی

به امید رهایی خلق از فاشیسم مذهبی

 و به امید سپری شدن آخرین زمستان تباهی

 

 

زنده باد آزادی

 

پاینده باد خلق ایران

 

 نویسنده : آرش



   نوشته شده توسط:آ رش در: | شنبه 14 اردیبهشت1387-11:25  | گروه سیاسی |   |لینک به نوشته
روز جهانی کارگر

اول ماه مه روز جهانی كارگر گرامی باد

نگاهی به‌سابقه تاریخی

روز اول ماه مه سال 1886، درآمریكا بیش از چهارصد هزار كارگر برای كاهش زمان كار روزانه‌شان، از 14 ساعت به 8 ساعت، دست به‌اعتصاب زدند. درروز سوم اعتصاب، پلیس كارگران را به‌گلوله بست، پنج كارگر كشته و عده‌یی مجروح شدند. روز چهارم ماه مه، كارگران به‌اعتراض دسته جمعی بزرگتری دست زدند كه درجریان آن چند تن از افراد پلیس، براثر بمبی كه به‌میانشان پرتاب شد، كشته شدند. پلیس رهبران اعتصاب را دستگیركرد. چهار رهبر اعتصاب پس از محاكمه اعدام شدند. اما مبارزه كارگران ایالات متحده بی ثمرنماند و نزدیك به‌پانصد هزاركارگر حق هشت ساعت كار روزانه را به‌دست آوردند. سه سال بعد در ژوئیه 1889، كنگره بین‌الملل سوسیالیست، درپاریس، تصمیم گرفت روز اول ماه مه را روز بین‌المللی همبستگی كارگران اعلام كند و هرساله مراسمی به‌این مناسبت برگزار نماید.


روز كارگر درایران

درایران جشن اول ماه مه، برای اولین بار، درسال 1299 برگزار شد. دردوره دیكتاتوری رضا شاه، این مراسم اغلب به‌صورت مخفیانه برپا می‌شد. بعد از سقوط رضا شاه، دوباره امكان برگزاری علنی این جشنها پیدا شد و بعضی از اسناد تاریخی از تظاهرات بزرگ اول ماه مه درسالهای 24 و 25 حكایت دارند. درسال 1331، به‌دستور دكتر مصدق، روز اول ماه مه عید كارگران و تعطیل رسمی اعلام شد. اما پس از كودتای ننگین 28 مرداد، مجددا این مراسم مخفیانه برگزار می‌شد. چندی بعد شاه روز تولد پدرش - 24 اسفند را روز كارگر اعلام كرد! ولی، با اوجگیری جنبش دانشجویی در داخل و خارج كشور و افشای ماهیت سركوبگر و فاسد رژیم درافكار بین‌المللی، شاه ناچار به‌عقب‌نشینی شد و روز اول ماه مه، به‌عنوان روز كارگر، تعطیل كارگری اعلام شد. درسالهای آخر حكومت شاه، از طرف اتحادیه‌ها و سندیكاهای فرمایشی، مراسمی به‌نام «روز كارگر» برای ستایش از به‌اصطلاح خدمات شاه به‌كارگران‌! برپا می‌شدكه مورد نفرت توده‌هابود.
پس از انقلاب 57،
یکی از سازمانهای سیاسی آن زمان ، اولین مراسم با شكوه روز كارگر را دركرج و درگرامیداشت خاطره كارگران جهان چیت كه درسال 50 به‌دست مأموران سركوب گر رژیم شاه شهید شده بودند، برگزاركرد. درهمین سال حزب جمهوری و یك ارگان كارگری دولتی نیز برای عقب نیفتادن از صحنه، اعلام راهپیمایی كردند‌. درسال 59، مجددا همان سازمان ، میتینگ بزرگ روز كارگر را در ترمینال خزانه تهران برگزار كرد. چند گروه سیاسی دیگر نیز برگزاری مراسم روز كارگر را درمحلهای جداگانه اعلام كرده بودند.                                                                         
خمینی دجال هم درپیامی كه به‌مناسبت روز كارگر فرستاد
، علاوه برحرفهای سخیفی درمورد كارگران از این قبیل كه: كار و كارگر به‌گروه خاصی محدود نمی‌شود بلكه همه ملت كارگرند!!، به‌سمپاشی علیه گروهها و سازمانهای مترقی پرداخت. او با گفتن دروغهای رذیلانه‌یی از این قبیل كه‌: « آنان كه به‌اسم طرفداری از كارگران از كار آنان جلوگیری می‌كنند و پشت نقاب طرفداری از دهقانان، خرمنهای آنان را، كه حاصل دسترنج یك ساله آنان است، به‌آتش می‌كشند و زیر ماسك خدمت به‌كارگران، دركارخانه‌ها با تمام توان اخلال می‌كنند. این روز از آنان نیست»، خمینی به‌این ترتیب تلاش كرد تاكینه توزی كور و خصومت هیستریك مزدوران جنایتكار خود را علیه سازمانها و گروه های مترقی  برانگیزد. آن روز خیل چماقداران، مراسم روز كارگر را درهمه جا مورد تهاجم قرار دادند. اما تمركز اصلی تهاجم بر روی مراسم ترمینال خزانه بود. رژیم به‌این منظور تدارك ویژه‌یی دیده و پاسداران و مزدوران مسلح خود (با لباس شخصی) را با سازماندهی مشخص و به‌طور گسترده به‌این مراسم گسیل داشت. دراین مراسم براثر حملات وحشیانه مزدوران خمینی به‌نیروهای سیاسی و مردم شركت كننده، حداقل 300 تن مضروب و مجروح شدند .


اعتصابهای مهم كارگران و زحمتكشان ایران

طبقه كارگر ایران طی بیش از نیم قرن گذشته، مبارزات خونینی را برای كاستن از شدت ستم و استثمار و احقاق حقوق اولیه خود به‌پیش برده است. گرچه رشد طبقه كارگر ایران، به‌لحاظ كمی، از دهه چهل آغاز شده، اما پیش از آن نیز كارگرانی كه درصنایع نفت و نساجی كار می‌كردند، مبارزاتی را از سر گذرانده اند. یكی از بزرگترین اعتصابهای كارگری اعتصاب سراسری یك صد هزار نفراز كارگران نفت جنوب، در23 تیرماه 1325 بود كه خواستهای سیاسی‌یی از قبیل تغییر استاندار وقت و عدم دخالت شركت نفت در امور داخلی ایران را در برداشت. این اعتصاب مورد یورش و سركوب قرار گرفت و 46 كشته و 170 مجروح برجای گذاشت. درمورد عظمت این اعتصاب، دركتاب ”پنجاه سال نفت ایران” آمده‌: « از روی كمال انصاف و بی‌طرفی و حقیقت بینی باید گفت بهبود وضع كارگران نفت، درسالهای آخر عملیات شركت درایران، مرهون دو نكته اصلی بود: اول، آزادی بیان كه پس از خروج ارتش بیگانگان در ایران حاصل شد و كارگران توانستند وضع اسفناك و مشقت بار خود را تا حدی شرح دهند؛ دوم اعتصاب بزرگ 23 تیرماه 1325 كه قدرت عظیم آنها را برای گرفتن حق خود واضح و آشكار ساخت و به‌شركت فهماند كه دیگر ادامه رویه سابق محال است و باید سریعاً رفتار خود را تغییر دهد. قانون كار و بیمه‌های اجتماعی و تعیین حد‌اقل دستمزد و اصلاحات دیگری كه در سالهای اخیر كم و بیش درایران انجام گرفته، همه و همه مرهون اقدامات دسته جمعی كارگران نفت است».
این اعتصاب دولت انگلیس را به‌شدت دچار نگرانی كرد، چند كشتی جنگی به‌بنادر جنوب فرستاد و دیگر نیروهای نظامی خود را درمنطقه خلیج فارس آماده برای دخالت دروضعیت خطیر احتمالی كرد.
اعتصاب زحمتكشان كوره پزخانه‌ها در 23 خرداد 1338، به‌خاطر افزایش دستمزد، كه منجر به‌كشته شدن پنجاه كارگر - زن و مرد و كودك - شد و اعتصاب كارگران جهان چیت درسال 50 كه آن نیز توسط مزدوران رژیم شاه به‌خاك و خون كشیده شد، از نمونه‌های برجسته مبارزات كارگران هستند. اما اعتصاب كارگران و كاركنان صنعت نفت در سال 1357 و قطع صدور نفت ضربه كمرشكنی بود كه بررژیم سلطنتی وارد آمد و در پی آن قیام مسلحانه خلق، در 22 بهمن، نظام پوسیده شاهنشاهی را برای همیشه به‌گور سپرد.
بعد از انقلاب 57، كارگران و زحمتكشان ایران نیز مثل دیگر اقشار جامعه امید داشتند به‌حقوق منصفانه خود دست یابند
.
آنها براساس تجربه شوراها كه درروزهای قیام ضد سلطنتی شكل گرفته و پس از انقلاب نیز دركارخانه‌ها، ادارات، دانشگاهها و دیگر موسسات عمدتاً توسط
یکی از سازمانهای سیاسی آن زمان ترویج می‌شد، خواستار این بودند كه هم‌چنان اداره امور به‌صورت شورایی و با مشاركت و نظارت خود كارگران و كاركنان باشد. رژیم ابتدا خود را ناگزیر از پذیرش شوراهای موجود دركارخانجات دید.سپس با طرح و نقشه مشخص، یك به‌یك به‌سراغ این شوراها و دست اندركاران آنها رفت و باتصاحب مدیریت كارخانه و مواضع كلیدی و گسیل و نفوذ دادن مزدوران خود، به‌تدریج شوراهای این كارخانه‌ها را به‌چنگ آورد و سپس به‌تصفیه، اخراج و یا به‌زندان افكندن رهبران قبلی ‌پرداخت. اگر تركیب كاركنان و شرایط و تعادل قوای محیط به‌او اجازه چنین كاری را نمی‌داد، با توسل به‌تهدید و تطمیع و یا پاپوش درست كردن، اقدام به‌انحلال شورای مزبور می‌نمود. سپس شورای فرمایشی و دلخواه خودش را تشكیل می‌داد و یا اگر شرایطش نبود، اساسا دستگاه شورا را بر می‌چید.


اعتراضات كارگری درسالهای اخیر و ابعاد سركوبی

رژیم خمینی یكی از ضدكارگری ترین رژیمهای موجود درجهان كنونی است. این رژیم و كارفرمایانی كه تحت نظام ظالم و سركوبگر آن عمل می‌كنند، هرگونه اجحافی علیه كارگران را با دست باز انجام می‌دهند و هیچ‌گونه مرز سرخ جدی برایشان متصور نیست. به‌یقین درهیچ كشوری نهادهای ضد كارگری تا این اندازه دست باز برای ستم و فشار علیه كارگران ندارند. موج اعتراضات كارگری درایران كه درطبقه بندی اعتراضات اقشار مختلف، همواره درردیف اول و یا دوم قرار گرفته، بخوبی نشان دهنده میزان ستم و تجاوز سیستماتیك به‌حقوق آنهاست. این اعتراضات كه هرساله نسبت به‌سال قبل روند صعودی و گاه چندین برابر را نشان می‌دهد، اغلب هنگامی صورت می‌گیرد كه این زحمتكشان كارد به‌استخوانشان رسیده باشد. اعتراضات كارگران شامل اعتراض و تحصن علیه سیاستهای ضد كارگری رژیم آخوندی، تعطیلی كارخانه یا عدم دریافت حقوق ماهانه به‌مدت چندین ماه و گاه تا یك سال یا حتی بیشتراست، اعتراض به‌خصوصی سازی كارخانه‌های تولیدی،برخوردار نبودن از حق بیمه درمانی و مزایای كارگری در شرایط سخت و اخراج كارگران واستفاده ازكود‌كان در كاربوده است.
كارگزاران رژیم نیز به‌جای پاسخگویی وحل وفصل مشكلات كارگران، اقدام به‌ضرب وشتم، دستگیری و سركوب آنان نمودند.برخورد ظالمانه رژیم آخوندی با اعتصاب كارگران زحمتكش شركت واحد اتوبوسرانی تهران ، گواه روشنی بر خصلت بغایت ضد كارگری این رژیم است. اعتصاب كارگران و رانندگان شركت واحد درزمستان سال 84 و تداوم آن در سال 85
كه یكی از بزرگترین اعتصابهای كارگری سال بود، به‌رغم این‌كه از حمایت سایر اقشار مردم و به‌خصوص دانشجویان و نیز سندیكاهای بین‌المللی برخوردار بود، توسط رژیم ضد بشری سركوب شد و شمار زیادی از رانندگان و از‌جمله اعضای هیأت مدیره سندیكای شركت واحد دستگیرشدند. دردور هاى بعدى ، هزاران تن از كاركنان شركت واحد اتوبوسرانی، علاوه برخواستهای قبلی، خواهان آزادی دستگیر شدگان شدند.
طي يك سال يعني ازفروردين سال 1385 تا اسفند سال 1385 كارگران محروم ميهنمان با قريب 1757 حركت اعتراضي، بالاترين رقم اعتراضي را نسبت به كليه اقشار ميهنمان به خود اختصاص دادهاند.
بيلان كل اعتراضات و جنبشهاي مردمي درشهرهاي ميهن كه دربرگيرنده اعتراضات معلمين ، كارمندان ، كارگران ، كشاورزان ، كسبه ، اساتيد دانشگاهها ، دانشجويان ،روزنامه نگاران و نويسندگان و زندانيان سياسي و .... بوده به بيش از 4.800 حركت بالغ ميگردد .
عليرغم افزايش موج سركوب در سال
گذشته ، بر ميزان اعتراضات مردمي و كارگري و دانشجويي نيز افزوده شده است . و اين ويژگي خاص شرايط اجتماعي و سياسي ايران بعد از روي كار آمدن دولت احمدي نژاد است به اين مفهوم كه با بالا رفتن فشار و سركوب ، نه تنها از موج اعتراضات كاسته نشد بلكه بدرجاتي چشمگير بر تعداد امواج گسترده اعتراضات افزده شده است. در يكساله گذشته از اين جنبه كه جنبش عظيم كارگري با اقشار مختلف از جمله زنان و دانشجويان و كليه اقشار ميهنمان پيوند ميخورد حائز اهميت بود .


كرونولوژى كوتاه اعتراضات كارگرى در سال 85

- در فروردين ماه كارگران به جان آمده از اخراجهاي بي رويه ، قوانين كار كه بر ضد منافع كارگران تدوين شده بود، و نسبت به حقوق و مزاياي خود كه ماهها به تعويق افتاده اعتراض كردند ، كارگران اغلب كارخانهها درشهرهاي مختلف با خانوادههايشان با بستن جادههاي مواصلاتي ، تجمع در جلوي درب كارخانهها ، تجمع جلوي فرمانداري و يا استانداري و يا در مقابل مجلس ارتجاع و همچنين تجمع در جلوي دفتر پاسدار احمدي نژاد براي بدست آوردن حقوق خود تلاش ميكردند .
- در ارديبهشت ماه با تظاهرات پر شور روز جهاني كارگر از جانب كارگران ميهنمان مواجه بوديم
. روز 11 ارديبهشت ، 100.000هزار كارگر از نقاط مختلف كشور بي توجه به هزاران مامور ضدشورش و نيروهاي انتظامي، در خيابان طالقاني، ساختمان وزارت كار، سازمان تامين اجتماعي، دفتر مركزي ايران برك و مقابل دفتر شركت واحد اتوبوسراني تجمع كردند، عليرغم اميال رژيم براي سوء استفاده از روز كارگر براي مقاصد هستهاي، شعار ميدادند، امنيت شغلي و اعتصاب حق مسلم ماست، و وزير كار بايد استعفا دهد. اين تجمع بزرگ از طرف جامعه زنان و دانشجويان دانشگاههاي مختلف پشتيباني ميشد.
تجمع كارگران و راهپيمايي آنان با درگيري و دستگيري بسياري از كارگراني كه با باطوم برقي، نيروهاي ويژه ضد شورش و مامورين انتظامي بيهوش شده بودند، به پايان رسيد.
- در تيرماه بيش از 263 مورد حركت اعتراضي كارگران به سياستهاي وزارت كار ، اخراجهاي بي رويه كارگران و پايين بودن ميزان حقوق و همچنين قرادادهاي موقت كار و عدم حمايت از كارگران شكل گرفت .
- مرداد، تلاش گسترده كارگران ،رانندگان و اعضاي سنديكاي شركت واحد اتوبوسراني در مقاومت براي دستيابي به حقوق از دست داده و پايداري منصور اسانلو در زندان بود كه به نتيجه رسيد و روز18مرداد، رئيس سنديكاي شركت وا حد از زندان آزاد شد.
ـ در شهريور ماه ، اعتصاب قهرمانانه بيش از 30هزار نفر از كارگران شركت ايران خودرو ديزل پس از به آتش كشيدن چند دستگاه اتوبوس، پس از اعتصاب غذا و سرانجام خودكشي دو تن از كارگران در نيمه دوم شهريور ماه به سر انجام رسيد و كارگران به خواسته هاي خود رسيدند.
- در آبان ماه ، اعتراض و تحصن كارگران غيور نساجي شاهو سنندج بود كه در زمان سفراحمدي نژاد به كردستان ، دست به اعتراض زدند .
- در دي ماه ، جمعي از كارگران شاغل در امور ترخيص در صنوف مختلف در مرز بازرگان در اعتراض به قوانين جديد ترخيص كالا از مرز بازرگان ، در مقابل مجلس تجمع كردند . بيش از 2000 نفر بر اثر اعمال اين سياست ضد مردمي بيكار شده بودند . تجمع كنندگان با در دست داشتن پلاكاردهايي اعتراض خود را مطرح ميكردند .
- بهمن ماه سالي كه گذشت ، شاهد 235حركت اعتراضي از جانب كارگران بوديم. آمار اعتراضات كارگران در بهمن ماه سال 1385 بيش از 2 برابر مجموع اعتراضات كارگران در ماههاي آذر و دي اين سال بوده است .
كارگران به جان آمده كه عمدتا بدليل عدم پرداخت ماهها حقوق خود در مقابل درب كارخانه ها، استانداريها و يا در جاده هاي پر رفت و آمد و يا در مقابل مجلس ارتجاع در تهران تجمع ميكردند، حقوق خود را مطالبه مي نمودند و تاكيد ميكردند كه تا گرفتن حق قانوني خود دست از اعتراض بر نخواهند داشت .
بهمن ، ماه اعتصاب هاي گسترده كارگران در شهر هاي مختلف كشور بود.همچنين بهمن ماه اوج گيري بحرانهاي افتصادي دولت احمدي نژاد و برملا شدن  رسوايي تاراج اقتصاد مملكت در ميسر پروژه هاي اتمي و تروريستي رژيم بود .كارگران ، در پي اعتراضات و اعتصابهاي گسترده كه برخي از آنها به چندين هفته و ماه مي انجاميد ، خواستار حقوق ماهها به تعويق افتاده خود و آزادي فعاليتهاي خود بودند .
- در آخرين ماه سال نيز ، كارگران قهرمان كشور همسو و همصدا با معلمان و فرهنگيان ، در اعتراضات گسترده آنان شركت جستند و فرياد آزادي سر دادند .

 ماخذ : PMOI 

با دخل و تصرف



   نوشته شده توسط:آ رش در: | سه شنبه 10 اردیبهشت1387-9:46  | گروه مناسبتها |   |لینک به نوشته
و اما تنهایی

و اما تنهایی                                                                            

 به نظر من همه ی آدمها تنها هستند، هیچ انسانی در طول تاریخ زاده نشده که تنها نباشه . ما همه تنهاییم . همه به دنبال کسی میگردیم تا با او تنهاییمان را شریک شویم . این تلاش بزرگی است . شاید بزرگترین هدفی که یک انسان میتواند در طول عمرش داشته باشد غلبه بر تنهاییست . اما چطور ؟ چگونه میتوان بر تنهایی غلبه کرد ؟ آیا اگر با کسی مثل خودمان دوست شویم از تنهایی بیرون می آییم ؟ آیا اگر با کسی آشنا شویم که مطابق خواسته هایمان باشد از تنهایی بیرون می آییم ؟ نه ، قطعا که این طور نیست . انسان زمانی از احساس تنهایی رها میشود ،که کسی او را " بفهمد "  و درکش کند بدون اینکه به او اعتراض کند . حتی اگر با او مخالف باشد، باز هم به سخنانش گوش دهد.تنها نیاز دیرین بشر " فهمیده " شدن است . و چه کسی میتواند ما را " بفهمد " و " تنهایی " مان را درک کند ، عقیده و ایمانمان را گوش دهد وحتی اگر با آن مخالف بود ترکمان نکند؟                                          

برای اینکه بتوان کسی را درک کرد ، باید اول به درک صحیحی از خود برسیم ، توانایی بخشش داشته باشیم ، قدرت فدا کردن داشته باشیم ، و این را بفهمیم که انسان موجودیست بی انتها ، بی نهایت در احساس و عقل و شعور ، اما ظریف و تنها ، معصوم و گم شده در برهوت خویشتن و نیازمند محبت و عشق و وفا ، و درمانده و ناتوان از درد دیرین تنهایی .   و باید آنقدر قوی باشیم که نه در احساسات و عواطف بینهایتمان گم شویم و نه اجازه دهیم که زندگی سخت و خشک ماشینی روحمان را بدزد.                                                                                      

انسانی که چنین صفاتی را داشته باشد و یا در مسیر کسب این صفات باشد ، بدون شک انسانی است متعالی که به درک صحیحی از نظام آفرینش رسیده است و همواره در جهت خواست خلقت گام بر میدارد. این است که من میگویم غلبه بر تنهایی یکی از بزرگترین اهداف تاریخ بشر است ، چرا که انسان را وادار به کسب تمام آن صفاتی میکند که نام بردم یعنی حرکت به سمت کامل شدن .                                               

هر چه که انسان متمدن تر میشود و مظاهر تجدد را میپذیرد ، برای بیان خود و جلب توجه دیگران بیشتر به تظاهر روی می آورد . و با این کار بیشتر از خود دور میشود و هم خود و دیگران را میفریبد . در نتیجه در تنهایی مضاعفی فرو میرود و از خود واقعی اش نیز تهی میگردد . این است که تمدن امروز با تمام فواید و محاسنی که دارد نه تنها این نیاز اساسی بشر را برطرف نکرده که بر آن دامن نیز زده است .                 

از همین روست که من در برابر این تظاهر همیشه بر صداقت تکیه کرده ام و در هر شرایطی اصرار ورزیده ام که باید صادق بود . آنکس که دروغ میگوید، بزرگترین خیانت را به خود کرده است . چرا که با فریب دیگران ، فرصت شناختن خویش را از آنها گرفته است . در نتیجه همواره ، هر چه که در این مسیر پیش میرود ، تنهایی اش بیشتر میشود . اما زمانی که با دیگران صادق هستیم ، همواره به آنها فرصت میدهیم که ما را آنگونه که واقعا هستیم بشناسند ، و در نتیجه فرصت " فهمیده " شدن را به خود و دیگران داده ایم . و همان طور که گفتم تنها نیاز دیرین بشر فهمیده شدن است .                                                                                      

 نویسنده : آرش



   نوشته شده توسط:آ رش در: | چهارشنبه 4 اردیبهشت1387-3:4  | گروه نوشته های آرش |   |لینک به نوشته

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد