تبليغاتX
نوشته های تنهایی
 
نوشته های تنهایی

ام حسب الذین اجترحواالسیئات ان نجعلهم کالذین امنوا و عملواالصالحات سواء محیاهم و مماتهم ساء مایحکمون
صفحه اصلی وبلاگ   .::.   آرشیو مطالب  .::.   پروفایل مدیر  .::.   نمایش کل عناوین وبلاگ  .::.   تماس با مدیریت   
 
جهان سوم

جهان سوم جاييست كه اگر بخواهي كشورت را آباد كني خانه‌ات را ويران ميكنند و اگر بخواهي خانه‌ات را آباد كني بايد در ويراني كشورت بكوشي . 

                                                                                                         پروفسور حسابي



   نوشته شده توسط:آ رش در: | چهارشنبه 29 آبان1387-16:37  | گروه کلام دیگری |   |لینک به نوشته
به برادرم نادر

سلام دایی نادر                                                                                        

دیرگاهیست که خداوند زمین با من و تو ، ما ، چه بد تا میکند ، دیرگاهیست که ظلمش افزون شده است . و ما چه غریبانه ، بی پناه و بدون پشتیبان یقه چاک داده ایم و مردانه ایستاده ایم .

ما که از پنج سالگی با هم بزرگ شدیم ، و از همان زمان تا کنون سختی را با هم مزه مزه کردیم ، چه روزهایی بود . روزگار درد و نداری ، فقر و نیستی ، اما با همه ی نبودنها ، ما بودیم . بودمان چه سخت بود و اکنون باز سخت تر گشته است .

امشب ، به گمانم که مثل هر شب است که با هم ، غمهایمان را جمع میکردیم و بر موتور قراضه ات سوار میشدیم و چرخی میزدیم . تا کمی از این غمها جدا شویم و هر یک از خود بگوییم تا شب که سر بر زمین میگذاریم ، کمی سبک شده باشیم . اما نبود  . امشب مثل دیشب نبود .

تنهاییت دو چندان شد ، غمت افزون گشت ، دلت شکست ، قامتت خم شد و پاهایت سست گردید .

آری برادر ، امشب همچون دیشب نبود .امشب را  در کنج اتاقم ،  با غم تو میگریم .

برادر ، دیگر کسی نیست که نصیحتت کند و از همیشه تنها تر شده ای  اما میدانم که دعای خیر مادرت تا ابد همراه تو خواهد بود . روحش شادباد و خدایش بیامرزد .

 

دیرگاهیست که تنها شده ام

قصه غربت صحرا شده ام

وسعت درد فقط سهم من است

باز هم قسمت غمها شده ام

من که بیتاب شقایق بودم

همدم سردی یخها شده ام



   نوشته شده توسط:آ رش در: | یکشنبه 26 آبان1387-20:15  | گروه گوناگون |   |لینک به نوشته
درگذشت ستارخان

25آبان سالروز درگذشت سردار ملى انقلاب مشروطه ايران، ستارخان است. سردارى كه يك انقلاب را با همت و مجاهدت خود و ياران اندكش، از تسليم شدن در برابر ارتجاع و يورش وحشيانهٌ قواى سفاك استبداد محمدعلى شاه قاجار و استعمار خارجى، حفاظت كرد. سردارى كه پرچم ايستادگى و مبارزه تا پيروزى را در نبردى به غايت نابرابر بر افراشت و ايران را دوباره به انقلاب فراخواند .

نقش ستايش انگيز ستارخان در انقلاب مشروطيت ايران ، از فرداى بمباران مجلس توسط نيروهاى استبداد ، آغاز شد . انقلاب مشروطيت ايران دو دورهٴ مشخص دارد . يكى مشروطه تهران، كه از  14مرداد1285 شمسى آغاز شد و در دوم تيرماه 1287، با بمباران مجلس به ‌فرمان محمدعلي‌شاه قاجار، پايان يافت. دوم مشروطهٌ تبريز كه از فرداى بمباران مجلس با پايدارى و رشادت ستارخان و يارانش آغاز شد و تا فتح تهران به‌دست مشروطه‌ خواهان در  25تيرماه 1288 ادامه يافت .
براى درك نقش قهرمانانه و تعيين كنندهٴ ستارخان در انقلاب مشروطيت ، بطور خلاصه بر وقايع آن نگاهى مياندازيم.
در دوم تير ماه1287شمسى، قواى قزاق به ‌دستور شاه قاجار مجلس شوراى ملى را ـ ‌كه مهمترين دستاورد

جنبش مشروطه بود - در تهران با بمباران مجلس و يكّه‌تازيهاى وحشيانه ايادى محمدعلى شاه و روسيه تزارى درهم شكست و «استبداد‌صغير» آغاز شد. شاه قاجار بر آن شد تا شور آزاديخواهى را در مردم به پاخاستهٌ تبريز نيز از‌ ميان بردارد. چرا كه آنگونه كه نوشته‌اند: «مشروطه در سراسر ايران برچيده شد و در همه جا ايرانيان بارديگر گردن به يوغ خودكامگى گزارده و اين تنها تبريز مي‌بود كه ايستادگى مي‌كرد» شاه از همان روز بمباران مجلس ، به سرسپردگانش در آذربايجان دستور داد كار مقاومت تبريز را يكسره كنند. در همان روز دوم تيرماه شجاع نظام مرندئ از سردستگان قواى محلى دولت، و تقنگچي‌هاى محله‌دَوَه چى ـ‌كه طرفدار شاه و شيخ فضل الله نورى و دشمن مشروطه بودند ـ به‌«انجمن ملى تبريز» و محلات مشروطه‌خواه‌نشين، مانند محله اميرخيز، يورش بردند. اما «م ج ا ه د ا ن ترسى به خود راه نداده، دست از ايستادگى برنداشتند». روز سوم نبرد كه مشروطه‌خواهان هم‌چنان ايستادگى مي‌كردند، شجاع نظام و ميرهاشم دوچى، آخوند مزدور دربار و مريد شيخ فضل‌الله نورى، پى بردند كه «كار تبريز جز از كار تهران است». وقتى اين دو مزدور و تفنگچي‌هايشان كارى از پيش نبردند، محمدعلى شاه از رحيم‌خان معروف به سردار نصرت، از فئودالهاى وابسته به دولت كه در سركوبگرى پرآوازه بود و قشون بسيارى در اختيار داشت، خواست به يارى مهاجمان بشتابد. رحيم خان پسرش بيوك‌خان را با 700 سوار قره‌ داغى و سربازدولتى براى جنگ با م ج ا ه د ا ن به تبريز فرستاد. اما تبريز به همت م ج ا ه د ا ن ش ايستاده بود و آنها نيز نتوانستند كارى از پيش ببرند. شاه مستبد قاجار براى ريشه‌ كن كردن نهال آزاديخواهى در تبريز، عين الدوله، دشمن سرسخت مشروطه، را والى آذربايجان كرد و از او خواست تا به هر شيوهٌ ممكن جنبش تبريز را ازپاى درآورد. عين‌الدوله به مقتدرالدوله، جانشينش در تبريز، دستور داد كه با بسيج نيروهاى كمكى براى مهاجمان، هرطور كه هست، كار خيزش تبريز را يكسره كند. روز 16تيرماه مقتدرالدوله از رحيم‌خان خواست كه خود با قواى قره‌داغى تحت فرمانش ـ‌ كه كارى جز چپاولگرى نداشتند ‌ـ به تبريز بتازد. روز 22تير رحيم‌خان با تمام قوا به تبريز يورش برد. در همين روز، سهام الدوله با فوج ملاير به يارى نيروهاى مهاجم آمد و جنگ خوف‌انگيزى در تبريز درگرفت و محلات مشروطه‌ خواه از هر سو مورد هجوم و تاخت و تاز قواى استبداد قرارگرفتند. اين تهاجم‌ها آن‌‌چنان سخت و شديد بود كه بسيارى از محلات حامى ستارخان، ازجمله محلهٌ «خيابان» ـ‌ كه باقرخان در آن مي‌جنگيد ‌ـ سلاح بر زمين نهادند. در اين روزآنگونه كه در تاريخ مشروطه آمده، «انبوه م ج ا ه د ا ن نوميد شدند». مردم تبريز از بيم غارت خانه‌هايشان بيرق سفيد، به نشانهٌ تسليم بر سر‌درِخانه‌ها افراشتند. تنها ستارخان قهرمان و ياران اندكش در محله اميرخيز هم‌چنان مي‌جنگيدند و هراسى به دل راه نمي‌دادند. كسروى مينويسد: «مشروطه از تمام ايران رخت بربسته و از تمام تبريز فقط در كوى اميرخيز و به دست ستّار زنده بود». در اين روز به قول كسروي «م ج ا ه د ان به گِرد سَرِ او كم مي‌بودند و بي‌گمان شماره‌شان به بيست تن نمي‌رسيد».

منبع : PMOI



   نوشته شده توسط:آ رش در: | شنبه 25 آبان1387-20:0  | گروه انقلابیون |   |لینک به نوشته
ما هرگز نمی‌میریم، زیرا ما زنده عشقیم

دكتر حسین فاطمی آموزگار وفا و پایداری

' تنها آتش مقدسی كه باید دركانون سینه هر جوان ایرانی همیشه زبانه بكشد این آرزو و ایده بزرگ و پاك است كه جان خود را در راه آزادی و رهایی جامعه و ملت خود بگذارد... آزادی اول وسیله و بهترین اسلحه ما برای حفظ ایران است. هركس آزادی ملت ایران را محدود كند و به‌ استقلال ایران لطمه بزند، خائن و پلید است . من یقین دارم كه آینده‌ای روشن و نورانی در برابر ملت ایران است و بااستقامت و بردباری و ادامه مبارزه همه زنجیرها خواهد گسست و شام تیره امروزی را به ‌پایان خواهد برد.'

 این نوید و بشارتی است از دكتر حسین فاطمی سردار بزرگی از سرداران تاریخ پرافتخار ایران زمین كه در راه آزادی دامن محبت را به ‌خون رنگین ساخت .

قهرمان نهضت ملی ایران و یار صدیق و پاكباز مصدق كبیر در ساعت چهار و هفت دقیقه بامداد روز چهارشنبه 19 آبان 1333 به ‌دستور مستقیم شاه خائن در برابر جوخه اعدام قرار گرفت . هنگامی ‌كه دژخیمان شاه آخرین مراحل تشریفات اعدام او را انجام می‌ دادند با استواری و تسلط شگفت‌ آوری این شعر را خوانده بود :

هرگز دل من ز خصم در بیم نشد

در بیم ز صاحبان دیهیم نشد

ای جان به ‌فدای آن كه پیش دشمن

تسلیم نمود جان و تسلیم نشد

 

حسین فاطمی در سال 1296 شمسی در شهر نائین به ‌دنیا آمد. پس از پایان تحصیلات دبیرستانی روانه تهران شد ، از نخستین روزهای ورود به ‌تهران ، سردبیر و مدیر داخلی روزنامه 'ستاره' شد و چند سالی با این روزنامه همكاری داشت. بعد از سقوط دیكتاتوری بیست ساله ، سردبیر روزنامه 'باختر' شد كه برادرش امتیاز ‌‌آن ‌را ‌داشت. دوران باروری سیاسی او از این هنگام شروع شد . انتشار روزنامه باختر تا تابستان 1324 كه فاطمی برای ادامه تحصیل دكترا روانه پاریس شد، ادامه یافت‌. وقتی دكتر فاطمی ، پس از گذراندن دوره دكترا، در شهریور 1327 به‌ ایران برگشت ، امتیاز انتشار روزنامه باختر امروز را گرفت. نخستین شماره باختر امروز در 8مرداد 1328 منتشر شد. باختر امروز با شعار ' یا مرگ یا آزادی'، تا 4 شماره منتشر شد ولی دولت دست نشانده ساعد نتوانست ‌‌آن ‌را‌ تحمل كند و روزنامه را توقیف كرد. اما فاطمی همان راه را در روزنامه 'سرگذشت' ادامه داد. وی دریكی از مقالات خود نوشت: ' معنی چهل سال مشروطیت این بود كه ما درخانه خودمان جرات نفس كشیدن نداریم و هروقت صدایی بلند كنیم با چماق حكومت مغزمان متلاشی می‌شود.

از 12 شهریور 1328 دوباره روزنامه باختر امروز را منتشر ساخت كه بازهم باعث كینه توزی استبداد سلطنتی از سویی و عظیم‌ ترین استقبال مردم از سوی دیگر شد. وی ' مقالاتی با این عناوین منتشر ساخت :

'  فقط زور و پول بر این جهنم حكومت می‌كند ' ،  ' درراه آزادی باید از جان گذشت' ،  ' تا كجا این بیدادگری را ادامه می‌دهند' .  ' درایران فقط دزدهای بزرگ آزادند'  و  ' قانون درایران بازیچه زورمند است' ‌.

در 12 مهر 1328 درسرمقاله  ' این انتخابات رسوا مردم را به ‌ستوه آورده‌است ' ،  به ‌انتخابات فرمایشی دوره شانزدهم مجلس كه زیر كنترل و فشار دربار برگزارشده بود به ‌شدت انتقاد كرد‌. اشتراك در افشای ماهیت این انتخابات فرمایشی نقطه پیوند دكتر مصدق و دكتر فاطمی شد كه تا پایان زندگی این دو ادامه داشت.

روز اول آبان 1328 در جلسه‌ای كه به ‌دعوت دكتر مصدق در احمد آباد برگزارشد بنا به ‌پیشنهاد دكتر حسین فاطمی جبهه‌ ی ‌ملی به ‌وجود آمد . و دكتر حسین فاطمی مسئولیت كمیسیون تبلیغات ‌‌آن ‌را ‌به ‌عهده گرفت . در روز 7 آبان دكتر مصدق انتخابات تهران را به ‌علت دخالت مأموران دولتی باطل اعلام كرد . این انتخابات در روز 19 آبان 1328 به‌ علت استقبال مردم از پیشنهاد مصدق متوقف شد . پس از تجدید انتخابات دوره شانزدهم مجلس ، دكتر مصدق و دكتر فاطمی و چند تن دیگر از اعضای جبهه‌ ی ‌ملی به ‌مجلس راه یافتند و مصدق دررأس كمیسیون نفت مجلس قرارگرفت ‌. درهمین دوران بود كه دكتر فاطمی پیشنهاد ملی كردن صنعت نفت در سراسر ایران را داد و این پیشنهاد دریكی از نشست‌ های جبهه‌ ی ‌ملی پذیرفته شد .

دكتر مصدق خود دراین‌باره می‌نویسد:

 

ملی شدن صنعت نفت در سراسر كشور ابتكار شادروان دكتر حسین فاطمی است‌... اگر ملی شدن صنعت نفت خدمت بزرگی است كه به‌ مملكت شده باید از آن كسی كه اول این پیشنهاد را نموده سپاسگزاری گردد و آن كس شهید راه وطن دكتر حسین فاطمی است كه درتمام مدت همكاری با این جانب حتی یك ترك اولی هم از آن بزرگوار دیده نشد.'

 

دكتر مصدق روز 11 اردیبهشت 1330 به ‌شرط خلع ید از شركت غارتگر نفت نخست ‌وزیری را پذیرفت و دكتر فاطمی در 20 اردیبهشت معاون سیاسی و پارلمانی او شد.

روز دوم مهرماه 1330 دكتر مصدق دستور اخراج 350 كارشناس انگلیس را صادركرد و چند روز بعد انگلیس به ‌شورای امنیت سازمان ملل شكایت كرد و مصدق و فاطمی و چند تن دیگر در روز 14 مهر عازم نیویورك شدند تا درجلسه رسیدگی به‌ این شكایت كه روز 17 مهر برگزار می‌ شد شركت كنند . 

فاطمی درسرمقاله‌های روزنامه باختر دراین دوران ازجمله می‌نوشت: 

' ما تا به ‌آخر این نبرد افتخاربخش جلو می‌رویم... به ‌دنیا نشان خواهیم داد كه ملت ایران در مبارزه مرگ و زندگی خویش با كسی شوخی نمی‌كند....' 

ارتجاع مذهبی كه درمخالفت با مصدق ، با دربار و استعمار همسو بود ، قصد جان دكتر فاطمی را كرد تا این فریاد دادخواه ملت ایران درگلو خفه سازد. روز 26 بهمن 1330 هنگامی ‌كه دكتر فاطمی برمزار همكار و همرزم روزنامه ‌نگارش شهید محمد مسعود، سخن می‌گفت، توسط یكی از دست پروردگان نواب صفوی گلوله ‌یی به ‌سوی او شلیك شد . زخم كاری این گلوله باعث شد كه دكتر فاطمی از 26 بهمن 1330 تا شهریور1331 در بیمارستان بستری شود . بعد‌ از آن نیز تا موقع شهادتش به ‌دست دژخیمان شاه ، دكتر فاطمی از آثار این سوء قصد رنج می‌ برد.

دكترفاطمی درمهرماه 1331 وزیر خارجه و سخنگوی دولت مصدق شد . در 21 مهر كودتایی را علیه دكتر مصدق كه توسط سرلشكر زاهدی مزدور درحال اجرا بود ، افشا كرد . شب 25 مرداد ، در جریان كودتا علیه مصدق، فاطمی و دو تن دیگر از اعضای دولت مصدق توسط گارد شاه دستگیر شدند . در یورش اوباش گارد به ‌منزل دكتر فاطمی همسر او نیز دستگیر شد و مورد هتك حرمت قرارگرفت. پس از خنثی شدن توطئه كودتا شاه كودتاگر به‌ بغداد گریخت. وی درسرمقاله‌ای در روز 26 مرداد، شاه را سردسته خیانتكاران نامید و دربار را قبله‌ گاه دزدان خواند و خواستار لغو نظام سلطنتی در ایران شد. 

دكتر فاطمی درهمان سرمقاله خطاب به ‌شاه نوشت : ملت ایران تشنه انتقام است و می‌خواهد تو را برچوبه دار ببیند.

پایداری و تسلیم ناپذیری دكتر فاطمی استبداد سلطنتی را برآن داشت كه او را ازسرراه بردارد. دكتر فاطمی در هنگام حمله كودتاچیان 28 مرداد به ‌خانه ‌‌‌‌‌‌‌دكتر مصدق آنجا را ترك كرد و حدود 6 ماه زندگی مخفی داشت. دولت نظامی زاهدی برای پیداكردن او جایزه تعیین كرد. درمورد روز دستگیری دكتر فاطمی روایات مختلفی از‌جمله روز 6 اسفند، 22 اسفند و یا 26 اسفند سال 1332 ذكر شده است. آن روز فرمانداری نظامی تهران و حومه اعلام كرد كه دكتر حسین فاطمی وزیر امور خارجه سابق در خانه ای در شمیران دستگیر شده و در زندان است. پس از دستگیری ، او را به ‌كاخ دادگستری بردند، به ‌توطئه علوی مقدم رئیس كل شهربانی و سرهنگ نصیری كه بعداً رئیس ساواك شد ، اوباش وابسته به ‌دربار به ‌سردستگی شعبان بی‌ مخ بسیج شدند تا درجلوی دادگستری آن بزرگوار را ترور كنند‌. وقتی كه چاقوكشان برسرش ریختند تا با ضربات بی‌امان و كاری چاقو و دشنه شعله حیات را دروجود این فرزند رشید و دلاور مردم ایران خاموش كنند ، خواهر دكتر فاطمی زن بزرگ منش و قهرمان خانم سلطنت فاطمی كه خود را به ‌محل رسانده بود با شجاعت تمام سپر برادرش شد . یازده ضربه چاقوی مزدوران را تحمل كرد به ‌طوریكه تنها دو ضربه چاقو به ‌دكتر فاطمی اصابت كرد . دكتر فاطمی خونین و بی‌ هوش به‌ یمن فداكاری و رشادت خواهرش از آن مهلكه جان بدر برد و جنایتكاران حاكم نتوانستند با این توطئه قتل او را كار عده‌ای از باصطلاح مردم خشمگین وانمود كرده و خود را از جنایت قتل فاطمی مبرا جلوه دهند . دكتر قاطمی تا تیرماه 33 در بیمارستان شماره یك ارتش بستری بود سپس درحالی ‌كه هنوز زخمهایش خون چكان بود به ‌زندان لشكر 2 زرهی برده شد‌. بنا به ‌نوشته یكی از كسانی‌ كه همان موقع در لشكر 2 زرهی زندانی بود ، ' حال دكتر فاطمی تعریفی نداشت اما اراده‌اش مثل كوه استوار و روحیه‌اش بسیار عالی بود.

جریان شهادت دكتر حسین فاطمی از زبان راوی تاریخ چنین است: 

درهفته آخر مرداد 33 درحالی ‌كه دكتر فاطمی از زخمهایی كه برپیكر داشت به ‌شدت رنج می‌برد و خون استفراغ می‌كرد ، محاكمه‌اش در بیدادگاه ارتش آغاز شد. او را با برانكارد به‌ جلسات بیدادگاه می‌ بردند . محاكمه او مخفی بود ‌. درنامه‌ای كه پیش از محاكمه برای مصدق نوشت ،  گفته ‌بود :

' آرزو دارم كه نفسهای آخر زندگیم نیز در راه نهضت و سعادت هموطنانم باشد.. '

در بیدادگاه شاه از عزم سترگ خود برای مبارزه درراه آزادی سخن گفت و از مصدق كبیر دفاع كرد و یك دم از مرگ هراس به‌ دل راه نداد. روز یكشنبه 17 مهرماه 1333 درآخرین جلسه محاكمه فرمایشی حكم اعدام وی را صادر كردند. سحرگاه روز 19 آبان 33 دومزدور سرسپرده شاه جنایتكار یعنی آزموده و تیمور بختیار برای اجرای حكم اعدام به ‌سلول دكتر فاطمی در زندان لشكر 2 زرهی رفتند. آزموده از وی آخرین خواسته‌اش را پرسید ، فاطمی جواب داد می‌خواهم دكتر مصدق را ببینم . آزموده از وی خواست اگر وصیتی دارد بگوید و افزود: تو كه مكرر می‌ گفتی من از مرگ ابایی ندارم ومرگ حق است.. دكتر فاطمی بدون واهمه از مرگی كه تا چند لحظه دیگر به ‌سراغش می‌آید در پاسخش دلیرانه گفت : آری مرگ حق است و من از مرگ ابایی ندارم . آن هم ‌چنین مرگ پرافتخاری من می‌ میرم كه نسل جوان ایران از مرگ من درس عبرتی گرفته و با خون خود از وطنش دفاع كرده و نگذارد جاسوسان اجنبی براین كشور حكومت نمایند.

كلام آخرش كه چون پتكی بر مغز آزموده و بختیار فرود آمد این بود : مرگ بردو قسم است مرگی در رختخواب.... مرگی در راه شرف و افتخار و من خدا را شكر می ‌كنم كه در راه مبارزه با فساد شهید می‌شوم و با شهادتم در این ‌راه دین خود را به ملت ستمدیده و استعمارزده ایران ادا كرده‌ام . سربازان مجاهد نهضت هم‌ چنان مبارزه را ادامه می‌دهند .

می ‌گویند پس از امضای  وصیت نامه‌اش با كمال خضوع و خشوع نماز گذارده و به ‌یكی از دژخیمان شاه می‌گوید : سعادت من اینست كه مانند جد بزرگوارم كه فرمود الموت اولی من ركوب العار من هم در راه حق و حقیقت شهید می‌شوم . او دروصیت نامه خود ، دكتر مصدق را وصی و قیم تنها فرزند خردسال خود كرد.

هنگامی ‌كه به ‌تیرك اعدام بسته شد ، سه بار فریاد زد: زنده باد مصدق ،  پاینده باد ایران ‌.

سرانجام  فاطمی كه با فریاد رسایش عشق عظیم خود به ‌مصدق و آزادی ایران زمین را در تاریخ جاودانه كرد درخون داغش پرپر زد . او را بنا به وصیتش در مزار شهیدان پاكباز 30 تیر 31 درابن بابویه به ‌خاك سپردند .

پس از سرنگونی رژیم شاه خائن و پیروزی انقلاب ضد سلطنتی ، در 18 آبان 1358 سردار خلق موسی خیابانی طی یك سخرانی برمزار دكتر فاطمی او را تك ستاره درخشان آسمان انقلاب ایران در دوران نهضت ملی به‌ رهبری دكتر مصدق توصیف كرد‌.

اگرچه استبداد سلطنتی خون این مرد بزرگ را برزمین ریخت اما فاطمی نمرد چرا‌كه خود گفته‌بود:

' ما هرگز نمی‌میریم، زیرا ما زنده عشقیم....'

رهبر مقاومت ایران م.ر درمقاله ای تحت عنوان ” مصدق مظهر اراده سیاسی یك ملت مستقل و آزاد ” از دكتر حسین فاطمی چنین یاد كرده است :

« دكتر حسین فاطمی، آموزگار وفا و پایداری، كه سرانجام خونش در راه ایران و مصدق بر زمین ریخت، فریاد می‌زد «مخالفت با دكتر مصدق مخالفت با آزادی و حقانیت است. ضدیت با دكتر مصدق ، ضدیت با ملل مظلوم و اسیر و غارت‌ زده می‌ باشد ».

م.ر سپس با یادآوری سخنان دكتر مصدق و بهایی كه دراین ‌راه باید پرداخت، اشاره می‌كند به: «آن روز كه در بیدادگاههای نظامی شاه اعلام كردیم‌ كه جملگی از فرزندان مصدقیم كه به‌ امتیازات مادی پشت ‌پا زده‌ایم و امروز كه مقاومتی با یكصدهزار جاودانه ‌فروغ آزادی، در این میهن شكل گرفته و «سربازان م ج ا ه د » ش در ارتش آزادیبخش ملی ایران برای نیل به‌ آزادی و استقلال وطن از همه ‌چیز خود می‌گذرند».

ای شهیدی كه به‌خون خفته و گلگون كفنی

ای عزیزی كه بخون غرقه ز عشق وطنی

ای شهیدی كه دم مرگ نوشتی برخاك

پیشوا زنده و جاوید ز خون بدنی

نازم آن غیرت و آن همت و آن عزم بلند

كه جز ایران به دم مرگ نگفتی سخنی

 

منبع : PMOI



ادامه مطلب


   نوشته شده توسط:آ رش در: | شنبه 18 آبان1387-13:55  | گروه انقلابیون |   |لینک به نوشته
گناه و مجازات

در این دنیا نکردم من گناهی ، فقط کردم به چشمانت نگاهی ، اگر باشه نگاه من گناهی ، مجازاتم بکن غیر از جدایی .


   نوشته شده توسط:آ رش در: | جمعه 17 آبان1387-20:54  | گروه پیامک |   |لینک به نوشته
با تو

عشق و هستی با تو معنا میشود ،لحظه هایم با تو زیبا میشود ، دل که بی تو قطره ای نا قابل است ، با تمنای تو دریا میشود .


   نوشته شده توسط:آ رش در: | جمعه 17 آبان1387-19:58  | گروه پیامک |   |لینک به نوشته
آزادی

در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی میکنند و بر " حسینی " میگریند که آزاد زیست .

                                                                                                         دکتر علی شریعتی



   نوشته شده توسط:آ رش در: | جمعه 17 آبان1387-15:41  | گروه کلام دیگری |   |لینک به نوشته
گل

خواستم زیبا گلی را زینت خاطر کنم ، دیدم اندر خاطرم جز تو گلی زیبا نبود .



   نوشته شده توسط:آ رش در: | پنجشنبه 16 آبان1387-19:14  | گروه پیامک |   |لینک به نوشته
سیخ کباب

قضنفر میره سیخ کباب بخره ، فروشنده میگه جگری میخوای یا معمولی ؟ قضنفر میگه :رنگش برام مهم نیست .


   نوشته شده توسط:آ رش در: | پنجشنبه 16 آبان1387-10:22  | گروه پیامک |   |لینک به نوشته
دورت بگردم

الهی چوب بشی ، پشمک بشم دورت بگردم


   نوشته شده توسط:آ رش در: | چهارشنبه 15 آبان1387-21:37  | گروه پیامک |   |لینک به نوشته
عشق

وقتی معلم پرسید عشق چند بخشه زود دستم را بالا بردم و گفتم یک بخشه ، اما از وقتی تو رو شناختم فهمیدم عشق سه بخشه : عطش دیدنت ، شوق بودنت و اندوه بی تو موندنت


   نوشته شده توسط:آ رش در: | چهارشنبه 15 آبان1387-19:42  | گروه پیامک |   |لینک به نوشته
یاد شما

آسمان را ستاره زیبا میکند ، باغ را گل ، عشق را محبت ، چشم را اشک ، دل ما را یاد شما .



   نوشته شده توسط:آ رش در: | چهارشنبه 15 آبان1387-14:26  | گروه پیامک |   |لینک به نوشته
چه کنم

اگر با غم دوریت نسازم چه کنم ، با یاد تو گر عشق نبازم چه کنم ، چون در نظرم تویی فقط ای گل ناز ، گر من به تو ای دوست ننازم چه کنم


   نوشته شده توسط:آ رش در: | سه شنبه 14 آبان1387-16:55  | گروه پیامک |   |لینک به نوشته
هر کسی یک جوره ، ولی تو ...

سلام دوست من

عزیزم ، عشق چیزی نیست که بشه گفت حالت خاصی داره . برای هر کسی یک جوره . برای من یک جور و برای تو یک جور . بعضی ها با یک نگاه عاشق میشن و بعضی ها باید خوب طرفشون را بشناسن تا عاشق بشند ، بعضی ها به مرور زمان از عشقشون کم میشه و بعضی ها هر چی که میگذره عاشق تر میشن . بعضی ها حتما باید یک کسی پیدا بشه تا عاشقش بشن ولی بعضی ها اول عاشق میشن و بعد دنبال کسی میگردن که لیاقت عشقشون را داشته باشه .

بعضی ها فقط به عشق اکتفا میکنن  ولی بعضی ها دنبال چیزی بهتر از عشق میگردن که تا آخر  عمر باهاشون بمونه مثل یک دوست و همدم خوب .

 دوست غریبه ی من

تو نگران عشق نباش ، منتظر نباش که چه وقت عاشق میشی ،

چنان زندگی کن

که عشق نگران تو باشد ،

چنان زندگی کن ، که عشق منتظر حرم نفسهای تو باشد

و

چنان پاک دامن و معصوم بمان تا

مردان ، عشق را که هیچ ، جلوه ی خدایی را در تو ببینند و از تو بخواهند

 

آسمان وقف نگاهت

               

 نویسنده : آرش



   نوشته شده توسط:آ رش در: | یکشنبه 12 آبان1387-0:17  | گروه عاشقانه |   |لینک به نوشته
جان میدهم تا زندگی بماند

عباس ( فروغ زاده ) در واپسین پیامش نوشته بود: « من در این شب تار آتشى هستم بر خرمن شب پرستان ‌من به ‌زندگى عشق مى‌‌ ورزم ، اما جان مى‌‌دهم تا زندگى بماند و با این فدا ست كه به‌ رستگارى مى‌رسم .»

‌لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون.

به‌رستگارى نخواهد رسید مگر از آن ‌چه دوست دارید بگذرید و انفاق كنید»...

 

«جان می‌‌دهم تـا زنـدگـی بمـانـد...»

« من به ‌زندگى عشق مى‌ ورزم ، اما جان مى ‌‌دهم

تـا زنـدگـى بمـانـد

تاریخ شرمزده غمناك میهنم سبز مى ‌‌شود

با خیزش جسورانه یاران

 سپیداران استوار

 در تهاجم شبانه بادها

 دستان پرتوان خود را

 به ‌ستایش آسمان برافراشته‌اند »

 

زنده باد یاد و خاطره ی مبارزین آزادی : حمید احرار ، محمد رضا دلیر ، عباس فروغ زاده ، حمید دانایی و صفا  صفا بخش که در یازده آبان 1378 طی یک عملیاتی تروریسی توسط رژیم آخوندی به شهادت رسیدند .

 

یادشان گرامی و روحشان شاد باد

 

                                                                                                              " آرش "



   نوشته شده توسط:آ رش در: | جمعه 10 آبان1387-15:22  | گروه انقلابیون |   |لینک به نوشته
ولادت حضرت معصومه

حضرت فاطمه معصومه علیها سلام ، نام و سیمایی آشنا برای مردم ایران و شیعیان جهان است . وي كه مرقد مطهرش در شهر قم ، الهام بخش شیعیان و نماد شكوهمند نسل نوینی از تشیع انقلابی است ، فرزند امام هفتم حضرت موسی بن جعفر (ع) و خواهر تنی امام هشتم علی‌بن موسی‌الرضا (ع) آفتاب تابان خراسان است.

براساس برخی اسناد تاریخی ، وی در سال 173 هجری قمری در شهر مدینه به ‌دنیا آمد و در شمار دختران امام هفتم و شاید هم بزرگترین آنها ، زندگی خود را تماما وقف آرمان توحید و تشیع انقلابی كرد.

او و خواهرانش و هم‌ چنین دیگر دختران این خاندان تا چند نسل بعدی ، كه به ‌«رضائیات» یا «رضویات» مشهورند ، از زندگی معمول و ازدواج خود داری كرده و تمام توان خود را صرف م ج ا ه د ت در جنبش انقلابی تشیع می‌نمودند.

حضرت معصومه در سال 201 هجری قمری به ‌قصد دیدار برادرش امام رضا (ع) به ‌سمت خراسان روانه شد . پاره‌یی روایات گواه بر این است كه در هر كجا كاروان می‌ رسید، آن حضرت به ‌سنت زینبی برای ایرانیان از جور و ستم خلفای عباسی سخن می‌گفت . وقتی كاروان به‌نزدیكی شهر ساوه رسید مورد حمله عوامل خلیفه وقت قرار گرفت و بسیاری از همراهان حضرت معصومه به ‌شهادت رسیدند . حضرت معصومه كه به ‌شدت مریض بود ، به ‌خواست خودش به ‌شهر قم منتقل شد و مورد استقبال مردم آن شهر قرار گرفت . دوران حيات پر بركت حضرت معصومه در شهر قم ديري نپائيد اما قم براي هميشه از بارگاه پر ‌ابهت او اعتبار گرفت ، و قرنها می‌رود كه هم‌ چنان خیل دلبستگان آل‌محمد(ص) را از دور و نزدیك به‌ این آستان می‌كشاند.

ميلاد خجسته حضرت معصومه عليها سلام را به عموم شيعيان و مجاهدان طريقشان تبريك و تهنيت مي‌گوئيم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 ماخذ :PMOI



   نوشته شده توسط:آ رش در: | پنجشنبه 9 آبان1387-17:28  | گروه مذهب / فلسفه |   |لینک به نوشته
پنج وارونه

گفت پنج وارونه چه معنا دارد ؟ خواهر كوچكم اين را پرسيد من به او خنديدم كمي آزرده و حيرت زده گفت روي ديوار و درختان ديدم بازهم خنديدم گفت ديروز خودم ديدم مهران پسر همسايه پنج وارونه به مينو ميداد آنقدر خنده برم داشت كه طفلك ترسيد بغلش كردم و بوسيدم و با خود گفتم بعدها وقتي غم سقف كوتاه دلت را خم كرد بي گمان مي فهمي پنج وارونه چه معنا دارد ؟

 

 

                                                                                                         " آرش "



   نوشته شده توسط:آ رش در: | یکشنبه 5 آبان1387-23:2  | گروه عاشقانه |   |لینک به نوشته
شهادت امام جعفر صادق

 

25شوال
شهادت امام جعفر صادق (ع)
ششمین پیشوای تشیع انقلابی

 
دوران امامت امام صادق 34 سال بود . ششمین پیشوای تشیع انقلابی در ماه شوال سال  148هجری و بنا بر‌مشهور در روز 25 شوال، درسن 65 سالگی به ‌شهادت رسید. شهادت آن حضرت به ‌توطئه منصور خلیفه عباسی و با مسموم كردن آن حضرت صورت گرفت . مرقد مطهر امام صادق در قبرستان بقیع در شهر مدینه است.
شهادت امام صادق بی‌شك ضایعه ‌یی بزرگ برای تمامی ملت اسلام و نه فقط شیعیان بوده است . چرا ‌كه افزون بر ‌ناموران شیعه ، بسی دانشمندان بزرگ اهل ‌سنت از محضرش دانش دین می‌آموخته و از وی روایت كرده‌اند.  مانند یحیی‌ابن‌جریح، مالك‌بن‌انس الثوری، ابن‌عیینه، ابو‌حنیفه و دیگران. ابو‌حنیفه و مالك، پیشوایان دو‌مذهب بزرگ كنونی اهل ‌سنت ، یعنی مذاهب حنفی و مالكی هستند. از ابو‌حنیفه، پیشوای بزرگترین مذهب اهل ‌سنت ، این كلام بسیار معروف است كه می‌گفت: «ما رأیت افقه من جعفر‌بن‌محمد». (كسی را داناتر به‌ مبانی شرع از امام صادق نیافته‌ام).»
در میان انبوه شاگردان آن ‌حضرت از شیعیان ، دهها دانشمند بزرگ برخاسته‌اند كه خود شخصاً صاحب رأی و مرجع مراجعات دینی مردمان بوده‌اند. برای نمونه، «ابان بن تغلب» وائلی كوفی را باید یاد كرد كه خود در علوم دینی و عربی، مانند «قرائت»، «تفسیر»، «حدیث»، «فقه»، «لغت»، «نحو»  معلم معتبری با تألیفات متعدد بوده و در‌عین‌حال از امام صادق(ع) بیش از 30هزار حدیث آموخته داشت. این در شرایطی بود كه این دانشمند شیعه، پیش از دوران آن‌ حضرت، یعنی از امام پنجم محمد‌بن‌علی الباقر(ع)، فرمان یافته بود كه شخصاً در مسجد بزرگ مدینه بنشیند و برای مردم در امور شرع فتوی صادر كرده و با پیروان نحله‌ها و مسلكهای مختلف مناظره كند.
امام صادق(ع) تا آنجا كه پای علم و مسأله‌ دانی در میان است، البته در‌كسوت معلمی بی ‌بدیل ظهور می‌فرموده و بزرگترین عالمان زمانه از مذاهب مختلف اسلامی را در محضر درس خود می‌پذیرفته و از دانش خویش به‌ آنان می‌آموخته است. با این تفاوت كه - برخلاف مدعیان روز مرجعیت شیعیان - آموخته‌های حضرت هرگز محدود به‌فقه و فروع دینی نبوده و همه پهنه‌های معارف دین را شامل می‌شده ‌است، از تفسیر و اعتقادات و عرفان و اخلاق تا فروع فقه و مسائل باریك قضاوت ، حقیقتی تاریخی كه اسناد و متونش در‌ دسترس اهل تحقیق است . اما حقیقت مهمتری كه نباید فراموش شود ، آن جنبه از فعالیتهای این امام است كه توسط گروه خاص شیعیان تبعیت می‌شده‌ است تا جایی ‌كه نه‌ تنها او را از « عالمان حرفه‌یی » متمایز می‌ساخته ، بلكه نهایتاً وجودش را به‌عنوان راهبر و پیشوای ستم‌ ستیز اهل ‌دین و تقوا، برای ستمكاران حاكم چنان غیر‌قابل تحمل می‌كرده كه  -به‌رغم پیامدها - دست خویش را به ‌خون این فرزندان پیامبر(ص) می‌آغشتند و در این دشمنی چنان خیره و پركینه بودندكه برای مثال، هم‌ زمان با مرگ امام صادق(ع)، فرمان گردن ‌زدن وصی و وارث او را نیز صادر می‌كرده‌اند تا مگر بتوانند به ‌پندار باطل خویش ، جریان تحت رهبری این امام(ع) را از ریشه بخشكانند.

 

لوحه اسماء مبارك 14 معصوم از خاندان رسول اكرم

 

برجسته‌ترین وجوه رسالت امام صادق


این برجسته‌ترین وجوه را می‌توان در دو محور زیر خلاصه كرد:
1- تدوین و تشریح مبانی نظری اسلام انقلابی ، همراه با مرزبندیهای دقیق آن .
2-  سبك كار مترقیانه و دموكراتیك در مناظره با مخالفان
در رابطه با كار تدوین و تشریح مبانی نظری ، امام صادق گنجینه‌ یی نفیس و گرانبها از دستاوردهای نظری اسلام را از خود به ‌جای گذارد . او هم‌ چنین در كلاس درس خود انبوهی از متكلمان و عالمانی را تربیت كرد كه به ‌نوبه خود به ‌بسط  و تدوین مبانی فلسفی و نظری دانش اسلامی و ترویج آن در اقصی نقاط پرداختند و نقش پاد‌زهری را در مقابل آخوندهایی كه در دستگاه خلیفه تربیت می‌شدند داشتند.
در مورد بحث آزاد و دموكراتیك با مخالفین و صاحبان اندیشه‌های مختلف فلسفی ، مناظره ‌های امام صادق با مخالفین ، زبانزد خاص وعام بود .‌
24  سال از دوران امامت امام صادق ، هم ‌زمان بود با 7 سال آخر حكومت هشام بن عبدالملك خلیفه بدنام اموی و قاتل امام محمد باقر و نیز تلاقی داشت با 17 سال از حكومت 4 خلیفه آخر امویها كه آخرینشان مروان حمار نامیده می‌شد . در این مقطع امویها به ‌دست عباسیان سرنگون شدند . بنابراین مدت 10 سال از آخر امامت حضرت صادق با حكومت عباسیها هم ‌زمان بود . ‌این دوران یك فضای دموكراتیك به ‌وجود آمد كه امام صادق از آن بیشترین استفاده را برای تبیین و تشریح نظری اسلام انقلابی و مرزبندیهای آن و ترویج آن در میان هزاران مشتاق و هنرجویی كه پای درس او حاضر می‌شدند نمود و بدین ترتیب پایه‌ها و مبانی نظری اسلام را شكل داد .
سالهای آغاز امامت امام ششم تا آغاز حكومت عباسیان ، آكنده از جنبشهایی بود كه به ‌خوانخواهی امام حسین سلاح به ‌دست می‌گرفتند . این جنبشها اغلب به ‌رهبری شخصیتهایی از بنی هاشم جریان می‌یافت و این خونخواهان نسبت به ‌خاندان علی اظهار ارادت می‌كردند . ‌خلفا هم فكر می‌كردند كه امامان در این نهضتها دست دارند و به همین جهت همواره آنها را تحت نظر داشته و زیر تیغ می‌گرفتند .
برخی چپ رویهای جنبشهای خونخواهانه حتی به ‌میان شیعیان امام صادق نیز نفوذ كرده بود و باعث ضربه هایی به ‌نهضت مخفی شیعه می‌شد . ‌امام صادق این حقیقت را خطاب به ‌یكی از دوستدارانش چنین فرمود : « شتابزدگی نكنید . قسم به‌ خداوند كه تا كنون سه بار این امر (یعنی به‌بار نشستن جنبش) نزدیك شده بود اما رازهای ‌‌آن ‌را ‌آشكار ساختید پس خداوند تحقق ‌‌آن ‌را ‌به ‌تأخیر انداخت . به ‌خدا قسم هیچ رازی برایتان نمانده و دشمن بیشتر از خودتان به‌ آن آگاه شده بود .»
مشی امام صادق ادامه همان مشی امام باقر بود . یعنی چهره راستین اسلام و تشیع انقلابی را در مبارزه علنی ترسیم می‌كرد و در مبارزه مخفی نیز نسل انقلابیون موحد و ساختار ارتباطات كار ساز و مستحكم آنانرا پدید می‌آورد . شبكه مخفی در همه جا و تا اعماق دربار خلیفه نیز نفوذ داشت و شیعیان را تغذیه می‌كرد . این خط خلفای بنی امیه را تماما نامشروع معرفی می‌كرد .

 

حاكمیت جدید ارتجاعی و مشی امام صادق


 یك مشكل دیگر این دوران برای امام و پیروانشان این بود كه خلفای عباسی به‌ رغم خلفای بنی امیه ، در اذهان توده‌های مسلمان ، هیچ خاطره‌یی جز نسب شریف هاشمی و سابقه خونخواهی حسین بن علی را زنده نمی‌كردند و لذا بسیاری نمی‌توانستند ، مخالفت شیعیان به ‌رهبری امام صادق را با بنی عباس فهم كنند.  متقابلا دست خلیفه عباسی هم برای متهم كردن و آزار ائمه و خاندان پیامبر بازتر بود. منصور دوانیقی امام صادق را دو بار از مدینه به ‌بغداد جلب كرد و تحت فشار گذاشت . امام صادق در برابر بنی عباس از همان آغاز كارشان به ‌روشنی و بر همگان آشكار ساخت كه حاكمان تازه نفس عباسی هر چند بنی امیه را برانداختند اما بر پادارندگان عدل و اسلام نیستند و پرچم عزاداری آنها به ‌نام حسین چیزی جز علم دجالیت و عوامفریبی نیست .

 

 

ماخذ:PMOI



   نوشته شده توسط:آ رش در: | پنجشنبه 2 آبان1387-10:40  | گروه مذهب / فلسفه |   |لینک به نوشته
مناسبت های آبان ماه

مناسبت های آبان ماه را در ادامه ی مطلب مشاهده کنید

ادامه مطلب


   نوشته شده توسط:آ رش در: | چهارشنبه 1 آبان1387-0:0  | گروه مناسبتها |   |لینک به نوشته

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد