تبليغاتX
نوشته های تنهایی
 
نوشته های تنهایی

ام حسب الذین اجترحواالسیئات ان نجعلهم کالذین امنوا و عملواالصالحات سواء محیاهم و مماتهم ساء مایحکمون
صفحه اصلی وبلاگ   .::.   آرشیو مطالب  .::.   پروفایل مدیر  .::.   نمایش کل عناوین وبلاگ  .::.   تماس با مدیریت   
 
سلام خدا

سلام خدا

میدونم که حرف نداری . منم خوبم ، به لطف شما البته .

این پست رو فقط برای تو گذاشتم .

اومدم بگم که خیلی میخوامت . بی چون و چرا . هیچی هم ازت نمیخوام . تقاضایی هم ندارم .

خیلی باحالی . ما رو هم به خاطر کم کاری هامون ببخش . میدونی که بشریم دیگه . چه میشه کرد . خودت ما رو بهتر میشناسی  اما خدا جون خودت خوب میدونی که بی وفا نیستم . هر جا بری تا آخرش باهاتم . تو جون بخواه ... مال خودته این جون من هر وقت خواستی میدمش به خودت . من و تو نداریم که . تازه پیش تو باشه من خیالم جمع تره . فدات بشم الهی ، الهی ، الهی .

برم دیگه . مزاحمت نمیشم .

فقط یک کلام بگم

من شیفته ی اون آفرینشتم

ای جان



   نوشته شده توسط:آ رش در: | پنجشنبه 14 آبان1388-23:53  | گروه عاشقانه |   |لینک به نوشته
هر کسی یک جوره ، ولی تو ...

سلام دوست من

عزیزم ، عشق چیزی نیست که بشه گفت حالت خاصی داره . برای هر کسی یک جوره . برای من یک جور و برای تو یک جور . بعضی ها با یک نگاه عاشق میشن و بعضی ها باید خوب طرفشون را بشناسن تا عاشق بشند ، بعضی ها به مرور زمان از عشقشون کم میشه و بعضی ها هر چی که میگذره عاشق تر میشن . بعضی ها حتما باید یک کسی پیدا بشه تا عاشقش بشن ولی بعضی ها اول عاشق میشن و بعد دنبال کسی میگردن که لیاقت عشقشون را داشته باشه .

بعضی ها فقط به عشق اکتفا میکنن  ولی بعضی ها دنبال چیزی بهتر از عشق میگردن که تا آخر  عمر باهاشون بمونه مثل یک دوست و همدم خوب .

 دوست غریبه ی من

تو نگران عشق نباش ، منتظر نباش که چه وقت عاشق میشی ،

چنان زندگی کن

که عشق نگران تو باشد ،

چنان زندگی کن ، که عشق منتظر حرم نفسهای تو باشد

و

چنان پاک دامن و معصوم بمان تا

مردان ، عشق را که هیچ ، جلوه ی خدایی را در تو ببینند و از تو بخواهند

 

آسمان وقف نگاهت

               

 نویسنده : آرش



   نوشته شده توسط:آ رش در: | یکشنبه 12 آبان1387-0:17  | گروه عاشقانه |   |لینک به نوشته
پنج وارونه

گفت پنج وارونه چه معنا دارد ؟ خواهر كوچكم اين را پرسيد من به او خنديدم كمي آزرده و حيرت زده گفت روي ديوار و درختان ديدم بازهم خنديدم گفت ديروز خودم ديدم مهران پسر همسايه پنج وارونه به مينو ميداد آنقدر خنده برم داشت كه طفلك ترسيد بغلش كردم و بوسيدم و با خود گفتم بعدها وقتي غم سقف كوتاه دلت را خم كرد بي گمان مي فهمي پنج وارونه چه معنا دارد ؟

 

 

                                                                                                         " آرش "



   نوشته شده توسط:آ رش در: | یکشنبه 5 آبان1387-23:2  | گروه عاشقانه |   |لینک به نوشته
تو

تو

 

اگر « تو » نبودی

کدام واژه مرا تا عروج « ما » می برد ؟

اگر تو نبودی ، سلام را که به لبخند ، پاسخش می داد ؟

نگاه منتظرم ، راه بر نگاه که می بست ؟

زپشت پنجره ، چشمان من که را می جست ؟

اگر « تو » نبودی ، کدام واژه به لب های من گره می خورد ؟

سرای خاطره ام ، رازدار که می بود ؟

اگر تو نبودی ، دلم هوای که می کرد ؟

سفر به یاد که ، آغاز میتوانستم ؟

اگر تو نبودی ، فضای خاطره ام ، عطر یاد که را داشت ؟

کدام واژه به جای « تو » ، ورد لب می شد ؟

اگر تو نبودی ، دل غمدیده را چه کسی می برد ؟

کدام خنده مرا جان تازه می داد ؟

کدام شرم نجیبانه ، آتشم می زد ؟

کدام بغض غریبانه ، گریه سر می داد ؟

اگر تو نبودی ، به شوق که ، آغاز می توانستم ؟

به کوی که ، پرواز می توانستم ؟

تو را به جان سپیده ، تو را به سوسن و شبنم

تو را به ساقه ی گندم ، تو را به سوره ی مریم

تو را به نازکی خواب یک بنفشه زیبا

تو را به بارش باران ، به را به آبی دریا

تو را به پاکی کوثر ، تو را به عمر شبنم بی تاب

تو را به رویش نیلوفرانه در مهتاب

تو را به جان شقایق ، تو را به لاله تب دار

تو را به گرمی آتش ، تو را به لحظه دیدار

تو را به هق هق آرام و بی صدا سوگند

بمان

بمان که گر تو بمانی ، بهار خواهد ماند

بمان که گر تو بمانی ، هزار خواهد خواند

بمان بهانه بودن ، بمان دلیل سرودن

بمان امید شکفتن

که گر « تو » بمانی

دوباره خواهم ماند ، دوباره خواهم خواند

برای باور فردا ، شبانه خواهم راند

بمان که من به شوق بودن با تو

به آفتاب روشن فردا ، سلام خواهم داد

بمان ، که گر تو بمانی

امید خواهد ماند

 

برگرفته از : " مجله ی موفقیت "



   نوشته شده توسط:آ رش در: | جمعه 7 تیر1387-13:7  | گروه عاشقانه |   |لینک به نوشته

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد